و بال ( 1 ) بر مكره باشد .
آنگه حق تعالى گفت : * ( وَلَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ آياتٍ مُبَيِّناتٍ ) * ، ما فرو فرستاديم به شما آياتى مبيّن و روشن . * ( وَمَثَلًا مِنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ ) * ، و مثلى از آنان كه پيش شما رفتهاند ، و موعظتى و پندى پرهيزگاران را ، و اين جمله وصف قرآن است و آيات او .
آنگه گفت : * ( اللَّه نُورُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ، عبد اللَّه عبّاس گفت و انس : معنى « نور » آن است كه خداى تعالى ره نمايندهء اهل آسمان و زمين است ، به هدايت او مهتدى شوند و به نور او راه برند ، و به معرفت و توفيق او راه برند ، چنان كه مرد رونده در تاريكى شب به روشنايى ماه راه برد ، مكلَّفان به الطاف و توفيق او بر نجات راه يابند ، پس او در اين معنى با نور ماند ، و اين بر سبيل توسّع ( 2 ) و تشبيه باشد .
ضحّاك و قرظىّ گفتند : معنى آن است كه خداى تعالى منوّر و روشن كنندهء آسمانها و زمين است به ماه و آفتاب و ستارگان . مجاهد گفت : مدبّر الامور فى * ( السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ، تدبير كنندهء كارهاست در آسمان و زمين ، به تدبير او ره برند و وجوه صواب در كارها از خطا بشناسند ، چنان كه به نور و روشنايى ره راست از كژ ( 3 ) بدانند .
ابىّ كعب گفت : معنى آن است كه ، مزيّن السّموات و الارض بالشّمس و القمر و النّجوم ، آرايندهء آسمانهاست به آفتاب و ماه و ستارگان ، و آرايندهء زمين است به انبيا و ائمه و علما و مؤمنان .
بعضى دگر گفتند : معنى آن است كه ، منه * ( نُورُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ، هر نور كه در آسمانها و زمين است ازوست ، چنان كه گويند : فلان رحمة و فلان سخط ، فلان رحمت است و فلان سخط است ، يعنى رحمت و سخط از او باشد . و اصل او از باب وصف با مصدر ( 4 ) باشد ( 5 ) ، فلان عدل و صوم و فطر و رضى ، اى عادل صائم مفطر
هامش
( 1 ) . وزر و بال وزر و و بال ، با ادغام دو حرف همجنس ، همهء نسخه بدلها : وزر و و بال .
( 2 ) . اساس : توقع ، به قياس با نسخهء آط ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 3 ) . آب ، آز ، مش : كج .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : وصف المصدر .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها من قولهم .