مضروب تا ( 1 ) به آن نجوم معلوم ، كتابت او باطل بود و او مردود باشد با رقّ و بندگى .
قوله : * ( إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً ) * ، اگر در او خيرى دانى . در او خلاف كردند كه مراد به اين « خير » چيست ؟ عبد اللَّه عمر گفت و عبد الرّحمن بن زيد و مالك بن انس ( 2 ) :
مراد حرفت است و اكتساب ، يعنى ( 3 ) پيشهاى داند و يا كسبى تواند كردن كه به آن اداى مال كتابت كند ، و اين مذهب ثورى است و روايت وائلى ( 4 ) از عبد اللَّه عبّاس . و حسن و مجاهد و ضحّاك گفتند ، و عوفى از عبد اللَّه عبّاس كه : مراد به « خير » ، مال است ، من قوله : إِنْ تَرَكَ خَيْراً ( 5 ) . . . ، اى مالا ، يعنى اگر مالى دارد و شما دانى كه آن مال دارد و ادا تواند كردن . و خليل گفت : اين وجه ضعيف است براى آن كه اگر مراد مال بودى ، نگفتى : * ( فِيهِمْ خَيْراً ) * ، گفتى : لهم خيرا .
ابو ليلى ( 6 ) الكندىّ گفت : سلمان غلامى داشت ، سلمان را گفت : با من مكاتبه كن . گفت : مالى [ دارى ؟ گفت ] ( 7 ) : نه . پس گفت ( 8 ) : مرا اوساخ النّاس خواهى دادن ، يعنى از سؤال و كديهء مردمان ! ابراهيم و ابو صالح و ابن زيد گفتند : يعنى صدقا و وفاء ، مراد صدق و وفاست ، اگر در ايشان صدقى و وفايى دانى . طاووس گفت : مراد مال است و امانت . شافعى گفت : اوليتر تفسير ( 9 ) كه لايق است ( 10 ) مال است و امانت ، يا كسب ( 11 ) و امانت .
ابو هريره روايت كرد كه رسول - عليه السّلام - گفت : سه كس آنند ( 12 ) كه بر خداى واجب است كه ايشان را يارى دهد : مردى كه در سبيل خداى بيرون آيد ، يعنى ( 13 ) هجرت يا ( 14 ) جهاد ، و مردى كه زنى كند تا خداى او را مستغنى كند ، و غلامى كه مكاتبه خواهد از خواجهاش و نيّت ادا كند [ 101 - پ ] .
هامش
( 1 ) . آط ، آب : يا .
( 2 ) . اساس گفت .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها اگر .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : والبى .
( 5 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 180 .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : ابو ليل .
( 7 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : گفت پس .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : و تفسيرى .
( 10 ) . آط ، آب ، آز : با آيت ، آج ، لب ، آل : با اين آيت .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : كتب .
( 12 ) . آل : اند ، مش : كسانند .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها به .
( 14 ) . آط ، آب ، آز ، آل ، مش به .