تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
و كسوت . و چون زنى بكر به زنى كند ، در اوّل حال شايد كه او را تفضيل دهد به سه شب تا هفت شب . چون زنى آزاد دارد و زنى برده ، دو شب زن آزاد را باشد و يك شب برده را . و اگر اين كنيزك به ملك يمين دارد ، او را قسمت نرسد با زنان آزاد . و حكم زنان اهل كتاب ، حكم پرستاران باشد . و آن كس كه بر زنى عقد خواهد بستن ، روا باشد كه روى او ببيند و رفتار و اندام او در جامه ، و چون نخواهد ( 1 ) بستن نشايد . قوله تعالى : * ( وَأَنْكِحُوا الأَيامى مِنْكُمْ ) * ، انكاح تمكين باشد از نكاح ، يقال : نكحت المرأة و انكحتها غيرى ، و كذلك الاملاك التّمكين من الملك ، و هو من باب احفرت زيدا بئرا . حق تعالى در اين آيت امر كرد و ترغيب فگند ما را در نكاح ، هم مردان را و هم زنان را ، گفت : بدهى زنان بى شوهر را [ به شوهران ] ( 2 ) ، و نيز زن دهى مردان صالح را از بردگان ( 3 ) و آزادان از زنان و مردان از بندگان و پرستاران . آنگه گفت : نگر تا از درويشى نترسى ، چه اگر درويش باشى خداى تعالى از فضلش استغنا دهد شما را . عبد اللَّه عبّاس گفت كه ، رسول - عليه السّلام - گفت : التمسوا الرّزق بالنّكاح ، طلب روزى كنى به نكاح ، يعنى ممكن باشد كه از دوگانه - زن يا شوهر - فراخ روزى باشند ( 4 ) از سبب او خيرى و رزقى ( 5 ) بدين ديگر رسد . و ( 6 ) در خبر است كه مردى بنزديك رسول آمد و گفت : يا رسول اللَّه ! درويشم . گفت : برو زنى بكن . و همچنين در عهد بو بكر ( 7 ) و عمر و عثمان ( 8 ) غرض ايشان تبرّك به اين آيت بود : * ( إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّه مِنْ فَضْلِه ) * . و رسول - عليه السّلام - گفت : عليك بذات الدّين تربت يداك ، گفت : بر تو باد كه زن ديندار به زنى كنى كه دستهات خاك آلود باد ، يعنى درويش باداش ( 9 ) ، معنى آن كه در باب نكاح در بند
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها عقد . ( 2 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد . ( 3 ) . اساس : بزرگان ، به قياس با نسخهء آط ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 4 ) . آج ، لب ، آل : باشد . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : روزى . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها همچنين . ( 7 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آل ، مش ، مه : ابو بكر ، آز : ابا بكر . ( 8 ) . اساس رضوان اللَّه عليهم . ( 9 ) . آل : باش .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 134 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي