ايشان بود ، ايشان را به شوهر دهند . بعضى علما گفتند : اين امر واجب است ، و آنچه قول بيشتر علماست آن است كه : اين سنّت است ، و اين مذهب ابو حنيفه است و اصحابش و مذهب شافعى و مالك و اوزاعى و ليث ( 1 ) و مذهب ما همچنين است . امّا مذهب داود آن است كه : امر بر وجوب است ، هر كه طول دارد بر او واجب آن است كه زن آزاد را به زنى كند ، و هر كه طول ندارد ( 2 ) كنيزكى را به زنى كند ، و همچنين ( 3 ) بر زنان نكاح واجب است . و بعضى فقها گفتند : نكاح در حقّ حراير واجب است ، و در حقّ پرستار ( 4 ) چون ( 5 ) راغب باشد سنّت است . و « ايّامى » جمع ايّم باشد ، و ايّم از مردان آن بود كه زن ندارد ، و از زنان آن كه شوهر ندارد ، يقال : امرأة ( 6 ) ايّم و ايّمة ، كما يقال : امرأة ( 7 ) عزب و عزبة ، و قد آمت المرأة تئيم ايما و ايوما و تأيّمت تأيّما ، قال الشّاعر - شعر :
فان تنكحى ( 8 ) انكح و ان تتأيّمي
و ان كنت [ افتى ] ( 9 ) منكم اتأيّم
و قال آخر - شعر :
الم تر انّ اللَّه اظهر دينه
و سعد بباب ( 10 ) القادسيّة معصم
فأبنا و قد امت نساء كثيرة
و نسوة سعد ليس منهنّ ايّم
و قال آخر :
قد يتمت بنتي و امت كنّتي
( 11 ) و شافعى را قولى آن است كه : واجب است عند حاجت و توقان سخت ، و اصحاب او حمل كردند على السّنّة المؤكّدة ، و دليل بر اين قول رسول است - عليه السّلام - كه گفت :
النّكاح سنّتي فمن رغب عن سنّتي فليس منّي
، گفت : نكاح سنّت من است ، هر كه ( 12 ) رغبت كند از سنّت من از من نباشد ، و همچنين گفت :
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : ، بجز مه : اوزاعى است .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها بر او واجب است .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها گفت .
( 4 ) . آج ، لب ، آل : حراير .
( 5 ) . آب ، آز به .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 7 ) . آط ، آج ، لب : لقراة ، چاپ شعرانى ( 8 / 209 ) : للمرء .
( 8 ) . اساس : تنكح ، با توجّه به آط تصحيح شد .
( 9 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 10 ) . اساس : به بام ، به قياس با نسخهء آط ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 11 ) . آط ، آج ، لب ، كنيتى .
( 12 ) . مه كس .