تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
آنچه مرا خرّم بكرد . قوله تعالى : * ( وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها ) * ، و اظهار نكنند از زينت خود الَّا آنچه ظاهر باشد . علما خلاف كردند در آن زينت ظاهر [ كه ] ( 1 ) خداى استثنا كرد آن را و رخصت داد در آن . عبد اللَّه مسعود گفت : جامه است و رداء ، و دليل اين تأويل قوله تعالى : خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ ( 2 ) . . . ، اى ثيابكم . عبد اللَّه عبّاس گفت و اصحاب او كه : سرمه است و انگشترى و دستورنجن ( 3 ) و خضاب . ضحّاك گفت و اوزاعى : روى است و كفهاى دست . حسن بصرى گفت : روى است و جامه . و عايشه روايت كرد كه رسول - عليه السّلام - گفت : لا يحلّ لامرأة تؤمن باللَّه و اليوم الاخر اذا تحرّكت ( 4 ) ان تظهر الَّا وجهها و يدها الى ههنا ، قالت : و قبض على نصف الذّراع ، گفت : حلال نباشد هيچ زنى را كه ايمان دارد به خداى و به قيامت كه چون بجنبد پيدا كند الَّا رويش و دستها تا نيمهء بازو . و معنى خبر آن است كه از زن اين مقدار عورت نباشد به آن معنى كه چون در نماز گشاده بود نمازش درست باشد . و درست آن است كه روى و كفهاى دست و كفهاى پاى از زن عورت نباشد ، به آن معنى كه بشايد كه در نماز گشاده باشد . و بعضى ديگر از مفسّران گفتند : زينت زن كه اظهار شايد كه تا كند ، [ د ] ( 5 ) و است : زينت ظاهر است ، و زينت باطن . امّا زينت ظاهر جامه است ، و آنچه زينت باطن است خلخال است و دستورنجن و قلاده و گوشواره . و معتمد آن است كه گفتيم كه جز روى و كفهاى دست نشايد تا در نماز گشاده باشد . * ( وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ ) * ، و بگو اين زنان را تا ( 6 ) مقنعه‌ها را بر گريبانها زنند ، يعنى چنان سازند كه گريبان ايشان ( 7 ) پوشيده باشد به مقنعه ( 8 ) تا سينهء ايشان پيدا نبود . آنگه بيان كرد آنان را كه زينت زنان ببينند ، و زنان از ايشان زينت باز نپوشند : * ( وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ) * ، و
هامش
( 5 - 1 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد . ( 2 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 31 . ( 3 ) . آز : دست و برنجن . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : حرّكت . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آل اين . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : گريبانهاشان . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : مقنع .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 125 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي