اظهار زينت نكنند الَّا بر شوهران خود ، يا برادران خود ( 1 ) ، يا پدران شوهران ، يا پسران ايشان ، يا پسران شوهر ايشان ، و بر پدران خود شايد نيز تا اظهار كنند و ان علوا ، و اگر چه بر بالا مىشود از اجداد و اجداد ( 2 ) ، پس جملهء ايشان ( 3 ) : شوهراناند ( 4 ) ، و پدران زناناند ، و پدران و فرزندان ( 5 ) ايشاناند - اعنى فرزندان خود ، و برادران ايشاناند يا پسران برادرانشان ، يا پسران خواهرشان يا زنانشان ، مراد ( 6 ) زنان مؤمناناند بر موجب اين آيت ، حلال ( 7 ) نباشد زنان مسلمانان را كه پيش زنان كافران برهنه شوند الَّا كه پرستار ايشان باشد ، و ذلك قوله تعالى : * ( أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ ) * ، عباده گفت : عمر خطَّاب نامه نبشت به ابو عبيده جرّاح آن جا كه او عامل بود ، گفت : شنيدم كه زنان اهل كتاب با زنان مسلمانان به يك جاى به گرمابه ( 8 ) مىشوند ، تمكين مكن ايشان را از آن كه با زنان مسلمانان به گرماوه ( 9 ) روند ( 10 ) ، و اندام ايشان ببينند . او كس فرستاد و منع كرد ، و قوله تعالى : * ( أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ ) * عامّ است در جملهء [ 99 - ر ] زير دستان از بنده و پرستار ، كه رخصت است زنان را كه زينت خود از ايشان باز نپوشند .
ابن جريج گفت : مخصوص است آيت به پرستاران دون بندگان ، و بر قول آنان كه گفتند : بندگان در اين داخلاند ، محمول بود ، امّا بر آن كه ايشان نابالغ باشند و امّا بر آن كه زينت ظاهر اظهار كنند بر ايشان ، و امّا بر آن كه از كودكى تربيت با ايشان بوده باشد و مقارب بلوغ باشند . * ( أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ ) * ، يا تابعانى كه شما را باشند كه ايشان را به زنان حاجت نبود .
عبد اللَّه عبّاس گفت : آنان باشند كه در شرع متابعت قوم كنند به طمع طعام ايشان را ، و هم او گفت : مراد آناناند كه زنان از ايشان شرم ندارند ، و يك روايت ديگر از او آن است كه : عنّين باشند . مجاهد گفت : مراد ابلهى است كه احوال زنان
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : پدران ايشان ، اعنى پدران اين زنان .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آز اجداد .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آز دوازده كساند .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آز : شوهر باشد .
( 5 ) . آط ، لب شوهران ، آج ، لب ، آل ، مش : پدران شوهران و فرزندان شوهران .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها از .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : روا .
( 8 ) . آط ، آج ، لب ، آل ، مش : گرماوه .
( 9 ) . آط ، آب ، آز ، مش : گرمابه .
( 10 ) . آب ، آز به يك جا .