تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
دست كسى قوى دارد در خصومتى كه او را به آن علمى نبود و الَّا او در سايهء خشم خداى باشد تا از آن باز ايستادن ( 1 ) ، و هيچ كسى نباشد كه او به شفاعت برخيزد تا حدّى از حدّهاى خداى ضايع كند و الَّا با خداى خصومت كرده باشد ، و لعنت خداى بر او متتابع شود تا به قيامت ( 2 ) . هيچ كسى نباشد كه كلمتى بر مردى مسلمان اشاعت كند ، و به آن عيب او خواهد الَّا بر خداى [ 94 - ر ] واجب بود كه او را در آتش دوزخ بگذارد . آنگه گفت : و اصل اين در كتاب خداى في قوله تعالى : * ( إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا ) * - الاية . قوله تعالى : * ( وَلا يَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْكُمْ ) * ، و نبايد كه سوگند خورند خداوندان فضل و مال بسيار ( 3 ) . يفتعل من الاليّة ، و هى القسم . اين قول بيشتر مفسّران است . اخفش گفت : * ( لا يَأْتَلِ ) * ، اى لا يفتعل من الالو ، و هو التّقصير و التّرك ، يعنى نبايد كه تقصير كنند خداوندان فضل و افزونى مال . * ( وَالسَّعَةِ ) * ، و فراخى روزى . * ( أَنْ يُؤْتُوا أُولِي الْقُرْبى وَالْمَساكِينَ وَالْمُهاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّه ) * ، كه به ( 4 ) چيزى كه به خويشان دهند و به درويشان ، و به آنان كه در ره خداى هجرت كرده‌اند . گفتند ( 5 ) : آيت در حق مسطح آمد - و او پسر خالهء ابو بكر بود - و درويش بود - و بدرى بود - و ابو بكر بر او نفقه كردى ، چون در حديث افك خوضى كرد ، نفقه از او باز گرفت ، خداى تعالى در حقّ او اين آيت بفرستاد . ابو بكر نفقهء او با جاى داد ، و بر عادت نفقه مىكرد . * ( وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا ) * ، و بگو اى محمّد تا عفو بكنند ( 6 ) . * ( أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّه لَكُمْ ) * ، نخواهى تا خداى [ شما را بيامرزد ؟ يعنى اگر مىخواهى تا خداى گناه شما ( 7 ) ] ( 8 ) بيامرزد و شما را عفو كند ، شما بيامرزى ايشان را و عفو كنى ، كه رسول - عليه السّلام - چنين گفت ( 9 ) : من يغفر يغفر اللَّه له و من يعف اللَّه عنه ، هر كه بيامرزد كسى را خداى او را بيامرزد ، و هر كه عفو كند خداى عفو كند از او . * ( وَاللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * ، خداى ( 10 ) تعالى
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : باز ايستد . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها و . ( 3 ) . چاپ شعرانى يأتل . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد . ( 5 ) . آج ، لب ، آل اين . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها و در گذرند . ( 7 ) . آل را . ( 8 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها كه . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : و خداى .