تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
و لكنّني احمي حماى و انتفى ( 1 ) من الباهت الرّامي البراء الطَّواهر
مردم گرد آمدند و حسّان را بجهانيدند ، و حسّان بنزديك رسول آمد ، و رسول - عليه السّلام - آن ضربت از او بخواست و آن را فديه كرد به غلامى رومى و خرماستانى كه حسّان آن خرماستان به معاويه ابو سفيان فروخت در عهد ولايت او به مالى عظيم ، و حسّان بن ثابت به عذر اين ( 2 ) چند بيت بگفت ( 3 ) :
حصان رزان ما تزنّ بريبة و تصبح غرثى من لحوم الغوافل
حليلة خير النّاس دينا و منصبا نبيّ الهدى ذى المكرمات الفواضل
چون بيت اوّل بر عايشه خواند ، عايشه او را گفت : امّا انت فلست كذلك ، امّا تو چنين نه‌اى ، يعنى كه تو مرا قذف كردى . امّا « كبر » و « كبر » ( 4 ) اهل لغت گفتند : هما لغتان بمعنى . و ابو جعفر « كبره » خواند به ضمّ « كاف » ، و ابو عمرو گفت : فرق ميان « كبر » و « كبر » آن است كه « كبر » كبريا و تكبّر باشد ، و « كبر » كبر السّن بالضّم ، و منه قول الشّاعر :
لو لا جلال السّن و الكبر
* ( لَه عَذابٌ عَظِيمٌ ) * ، او را عذابى عظيم باشد . و گفتند : حسّان دل عايشه به دست آورد ، و او را دل خوش كرد . شعبى گفت : از عايشه شنيدم ( 5 ) كه گفت : نيك آيد مرا قول حسّان كه در جواب ابو سفيان گويد - شعر :
هجوت محمّدا فاجبت عنه و عند اللَّه في ذاك الجزاء
فانّ ابي و والده و عرضي لعرض محمّد منكم وقاء
ا تشتمه ( 6 ) و لست له بكفو فشرّكما لخيركما الفداء
او را گفتند : يا امّ المؤمنين ! او نه آن است كه خدا او را مىگويد : * ( وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَه مِنْهُمْ لَه عَذابٌ عَظِيمٌ ) * ؟ گفت : پس نه بس ( 7 ) آن عذاب كه او ديد ! نه كور شد و زخم تيغ بچشيد ! * ( لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوه ) * ، « لولا » به معنى « هلَّا » است ، و آن تحضيض را باشد ،
هامش
( 1 ) . آب ، لب ، ابتعى . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : بعد از آن . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها منها . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها بعضى . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : شنيدند . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : تشتمه . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : نه بس است .