تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
مىگريستم و بيمارى با سر گرفت مرا ، و رسول - عليه السّلام - اسامة بن زيد را و علىّ بن ابى طالب را - عليه السّلام - بخواند و در باب من با ايشان انديشه كرد . امّا اسامه گفت : سخن اصحاب اغراض نبايد شنيدن و امساك بايد كردن بر او . و امّا علىّ بن ابى طالب گفت : راى تو قويتر باشد در هر كارى . بريره را بخواند - و او زنى بود كه با من در سراى بودى - گفت : عايشه را چگونه دانى ؟ گفت : و اللَّه يا رسول اللَّه كه من هيچ خطا و تهمت نديدم جز آن كه كودك است و جوان و وقتها كه خمير كرده بودى از آن غافل شدى تا گوسپند ( 1 ) از آن پاره‌اى بخوردى . رسول - عليه السّلام - به منبر بر آمد از سر دلتنگى و خطبه كرد و گفت يا قوم : يا معشر المؤمنين من يعذرني من رجل بلغني اذاه في اهلي ، اى قوم ! كه معذور دارد مرا از مردى كه مرا مىرنجاند از ( 2 ) اهل من و عبد اللَّه ابىّ سلول را خواست . سعد معاذ بر پاى خاست ( 3 ) و گفت : يا رسول اللَّه ! من تو را از او معذور دارم ، اگر از اوس است بفرماى تا گردنش بزنم ، و اگر از برادران ماست از خزرج ، اشارت فرماى تا گردنش بزنم . سعد عباده رئيس خزرج بود ، برخاست و با سعد معاذ گفت و گوى كرد ، كه عبد اللَّه ابىّ ( 4 ) خزرجى بود ( 5 ) . رسول - عليه السّلام - ايشان را خاموش كرد و از منبر به زير آمد و در حجره من آمد ، و زنى انصارى بنزديك من بود ، و من مىگريستم ، مرا گفت : يا عايشه ! اگر تو مبرّايى ، خداى تعالى براءت ساحت تو پيدا كند ، و اگر خطايى كرده‌اى ( 6 ) ، خداى تعالى توبهء آن قبول كند . من گفتم : يا رسول اللَّه ! خداى داند كه من مبرّام از اين حديث ، و چيزى نكرده‌ام كه مرا از خداى شرم بايد داشت ، و لكن كسى مرا باور ندارد و لكن ( 7 ) چيزى نتوانم گفتن الَّا كه ( 8 ) يعقوب - عليه السّلام - گفت : . . . فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّه الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ ( 9 ) ، اين بگفتم و روى به ديوار كردم و با سر گريه شدم . رسول - عليه السّلام - هم در آن جا نشسته بود ، او را وحى آمد ، و اين آيت خداى تعالى
هامش
( 1 ) . آل : گوسفند . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : در . ( 3 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز : خواست . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : عبد اللَّه ابىّ سلول . ( 5 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها توبه كن كه . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : من . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها آن . ( 9 ) . سورهء يوسف ( 12 ) آيهء 18 .