عبادت كردى ، و اين صورت امر دارد و مراد تهكّم و سخريّت است ، براى آن كه ارادت مقرون نيست با اين . * ( فَدَعَوْهُمْ ) * ، آن كافران بخوانند معبودان خود را ، ايشان جواب ندهند . آنگه گفت : * ( وَجَعَلْنا بَيْنَهُمْ مَوْبِقاً ) * ، كنيم از ميان ايشان مهلكى و هلاك گاهى . و اين قول عبد اللَّه عبّاس است و قتاده و ضحّاك و ابن زيد و هو من أوبقته ذنوبه اذا القته فى الهلكة . حسن گفت : * ( مَوْبِقاً ) * ، اى عداوة ، ميان ايشان دشمنى اوگنيم ( 1 ) بين العابد و المعبود . انس مالك گفت : « موبق » ، نام واديى است در دوزخ پر از خون و ريم . كسائى گفت : وبق يبق وبوقا ، مثل وثق يثق وثوقا ، و زجّاج گفت : وبق يوبق ، كوجل يوجل . و موبق ، مصدر باشد از او .
* ( وَرَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ ) * ، و گناهكاران و كافران دوزخ بينند ، * ( فَظَنُّوا ) * ، يقين دانند كه در آن جا خواهند فتادن . و اين « ظنّ » اين جا به معنى علم است ، چه آنچه معاينه بينند به ضرورت دانند ، ظنّ آن جا صورت نبدد ، و ظنّ به معنى علم بسيار آمده است در قرآن و اشعار ( 2 ) :
فقلت لهم ظنّوا بالفى مدجّج
سراتهم فى الفارسىّ المسرّد
اى استيقنوا . * ( وَلَمْ يَجِدُوا عَنْها مَصْرِفاً ) * ، اى معدلا و جاى عدول و برگرديدن نيابند از آن . * ( وَلَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ ) * ، آنگه گفت : ما بگردانيديم در اين قرآن براى مردمان از هر مثلى بر وجه بيان كه ايشان به آن محتاج باشند ، * ( وَكانَ الإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا ) * ، و آدمى بيشتر چيزى است به جدل و خصومت . و اصل « جدل » ، شدّة الفتل عن المذهب بطريق الحجاج باشد ، و منه : الاجدل ، للصّقر لشدّته و قوّته ، و روا بود كه اشتقاق او از جدالت باشد و هى الارض ، يقال : جادلته فجدلته ، مثل :
صارعته فصرعته كانّه اوقعه على الجدالة ، و نصب او بر تميز است .
* ( وَما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا ) * ، آنگه گفت بر طريق انكار و تقريع : چه منع كرده است مردمان را ! لفظ ، عام است و معنى خاص ، يعنى كافران را از آن كه ايمان آرند .
* ( إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى ) * ، چون بيان و قرآن و پيغامبر به ايشان آمد . * ( وَيَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ ) * ، و از خداى تعالى طلب مغفرت و آمرزش كنند ، * ( إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الأَوَّلِينَ ) * ، الَّا آن كه سنّت اوّلينان به ايشان آيد از عذاب استيصال . و « ان » ، مع الفعل در محلّ رفع است
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : افگنيم .
( 2 ) . اساس به آن ، با توجه به اتفاق نسخ ، ظاهرا زايد به نظر مىرسد .