را تذكير و تنبيه كنند به آيات ( 1 ) و بيّنات من ( 2 ) و معجزهء رسولان من ( 3 ) از آن اعر [ اض ] ( 4 ) كند و عدول نمايد و بگردد از آن و آنچه كرده باشد از اعمال بد فراموش كند ، و ما بر دلهاى ايشان پوشش كردهايم از آن كه بدانند آن را . و ضمير فى قوله : * ( أَنْ يَفْقَهُوه ) * ، محتمل است كه راجع باشد با « ما » ، فى قوله : * ( ما قَدَّمَتْ يَداه ) * ، و روا بود كه راجع بود با معنى آيات ، چه مراد از او قرآن است جمله [ نه ] ( 5 ) بر ابعاض آن . و در گوشهايشان گرانى از آن كه بشنوند - و اين را بيان كرديم امّا بر خذلان محمول بود و امّا بر تسميت و حكم . و بلخى گفت : روا بود كه اين بر سبيل حكايت است از ايشان ، و « قالوا » ، در كلام مقدّر بود ، چنان كه حكايت كرد از ايشان : وَقالُوا قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْه وَفِي آذانِنا وَقْرٌ وَمِنْ بَيْنِنا وَبَيْنِكَ حِجابٌ . . . ( 6 ) ، آنگه گفت : اى محمّد اگر ايشان را با مسلمانى دعوت كنى هرگز مهتدى نشوند و اجابت نكنند . و * ( إِذاً ) * ، اين جا جزاست و ملغاست از عمل براى آن كه جايى فتاد كه ما بعد او معمول نتواند بودن ، من قوله : * ( أَبَداً ) * آنگه گفت : * ( وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ ) * ، خداوند تو آمرزگار و بخشاينده است اگر به استحقاق و وفق ( 7 ) عمل ايشان ، ايشان را مؤاخذت كردى عذاب معجّل كردى بر ايشان و ايشان را هلاك برآوردى چه مستحقّ آنند ، * ( بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ ) * ، بل ايشان را موعدى و وقت و عدهاى هست و مدّت مهلتى براى ابلاغ عذر و ابلاغ حجّت كه ايشان را از آن موئلى و منجائى و رستگاريى نبود ، من وأل يئل اذا نجا ، و يقال :
لا وألت نفسه ، اى لا نجت ، و منه
قول ( 8 ) علىّ - عليه السّلام : و قد سئل ما بال درعك لا ظهر لها ، قال ( 9 ) : اذا ولَّيت فلا وألت ،
اى لا نجوت . قال الاعشى :
و قد اخالس ربّ البيت غفلته
و قد يحاذر منّى ثمّ ما يئل
و قال آخر [ 166 - پ ] :
[ لا ] ( 10 ) وألت نفسك خلَّيتها
للعامريّين و لم تكلم
هامش
( 1 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب خداى .
( 3 - 2 ) . آط ، آب ، آز ، آج : او .
( 5 - 4 ) . اساس : ندارد ، از آط افزوده شد .
( 6 ) . سورهء فصلَّت ( 41 ) آيهء 5 .
( 7 ) . آب : وقت .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل امير المؤمنين .
( 9 ) . آط ، آب ، آج ، لب عليه السّلام .
( 10 ) . اساس : افتادگى دارد ، از قم افزوده شد .