گفت : براى آن فرمود گفتن : * ( إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه ) * ، تا مردم ايمن ( 1 ) باشند از آن كه دروغ نيست آنچه مىگويند ، چه اگر مطلق گويد ، ايمن ( 2 ) نباشد كه مانعى از موانع پيدا شود و آن خبر دروغ بود .
و وجهى دگر آن است كه گفتند : معنى آن است كه : * ( إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه ) * ، ان يميتنى او يعجزنى ، الَّا كه خداى كه ( 3 ) مرا بميراند يا عاجز كند يا ملجا ( 4 ) .
و وجهى ديگر آن است كه گفتند : * ( أَنْ يَشاءَ اللَّه ) * ، در كلام براى آن است تا كلام را منع كند از نفوذ ( 5 ) و مطلق نباشد كه اين خبر غيب را مىماند ، چنان كه در سوگند آرند تا منع كند از حنث ( 6 ) و وقوع سوگند . اما سؤال مجبّران ( 7 ) بر اين كه : * ( لِشَيْءٍ ) * ، عامّ است بر طاعت و معصيت و مباح برافتد ، بايد تا خداى مريد باشد همه را ، جواب گوييم : اين وجوه كه گفتيم ، جواب است از اين سؤال ، خصوصا جواب فرّاء . دگر آن كه : آيت وارد است مورد خشوع و خضوع و انقطاع با خداى . و به معصيت و مباح فزع نكنند با خداى ، نبينى كه به اجماع مستقبح دارند بل روا ندارد ( 8 ) هيچ مسلمان كه گويد : انا ازنى غدا ان شاء اللَّه ، من فردا زنا كنم ان شاء اللَّه ، دگر آن كه : غرض گوينده از اين ، لطف و تسهيل است ، نبينى كه فرق نباشد ميان آن كه گويد : انا افعل كذا ان شاء اللَّه ، و ميان آن كه گويد : اگر خداى توفيق دهد من چنين كنم .
دگر آن كه فرقى ( 9 ) نباشد ميان آن كه گويد : من چنين كنم ان شاء اللَّه و ميان آن كه گويد : اگر در اجل تأخير باشد من چنين كنم ، و اگر خداى فرو گذارد ، من چنين كنم . و اين جمله دليل آن است كه اين لفظ بر وجه فزع و انقطاع گويد با خداى تعالى ، و اين در معصيت بنرود . و در آيت دليل است بر آن كه : لفظ « شىء » ، اجرا كنند بر معدوم ، براى آن كه خداى آن را كه فردا خواهد بودن شىء خواند . دگر آن كه امر و نهى تعلق ندارد الَّا به معدوم [ 160 - ر ] اكنون بدان كه استثنا به مشيّت ( 10 ) را در كلام اثر است در تخصيص او و منع او از نفوذ ، و در طلاق
هامش
( 2 - 1 ) . قم : امن .
( 3 ) . قم ، آط ، آب ، مل ، آز خواهد .
( 4 ) . قم : ناملجا .
( 5 ) . آج ، لب : نفور .
( 6 ) . مل : حيث .
( 7 ) . آط ، آج ، لب : مجبره ، آب ، آز : مجيران ، مل : مخيران .
( 8 ) . آط ، آب ، آج ، لب : ندارند .
( 9 ) . قم ، آط ، لب : فرق .
( 10 ) . آط ، آز ، آج ، لب : استثناى مشيّت .