تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
در راه شبانى را ديدند با سگى ، ايشان را گفت : شما چه مردمانى و كجا مىروى ؟ گفتند : ما از اين طاغيهء ( 1 ) روزگار مىگريزيم . گفت : من نيز همكار شمايم و با ايشان برفت ، سگ نيز در دنبال ايشان بود ( 2 ) . او را گفتند : اى جوانمرد ! اگر تو مصاحب مايى ، سگ نيست ، سگ را از ما جدا كن . او گفت : اين سگ با من صحبت ديرينه دارد ، شما برانى او را كه من شرم دارم از او . ايشان او را براندند ، نرفت . چون بزدند او را ، آواز داد و گفت : مرا چرا زنى ( 3 ) كه من از شما به جفا برنگردم ؟ ايشان در غار شدند و سگ بر در ( 4 ) غار بخفت و ايشان به عبادت مشغول شدند و آن نفقهء خود در دست يكى از ايشان كردند ، نام او يمليخا ( 5 ) . او هر روز به شهر رفتى و چيزكى كه ايشان را بايستى بياوردى و تفحّص اخبا [ ر ] بكردى و ايشان را خبر دادى ، تا روزى در بازار آمد ، خبر دادند كه : دقيانوس باز آمده است و طلب ايشان كرده ( 6 ) . باز آمد و ايشان را خبر داد ، و ايشان سخت مضطرب شدند و اين نماز ديگر بود عند غروب الشمس . با يكديگر گفتند : اين طعامكى ( 7 ) كه هست بخورى ( 8 ) و پناه با خداى دهى ( 9 ) تا خداى تعالى چه تقدير كرده است . طعام ( 10 ) بخوردند و به عبادت مشغول شدند و سر بر سجده نهادند ، خداى تعالى خواب بر ايشان افگند . سيصد و نه سال خفته بودند ( 11 ) . دقيانوس ايشان را طلب كرد و كس فرستاد و پدران ايشان را حاضر كرد و گفت : پسران شما كجااند ؟ ايشان را پيش من آرى ( 12 ) . گفتند : ما احوال ايشان ندانيم . بر ما آن است كه ما در طاعت توايم ، و امّا ايشان مالهاى ما برگرفتند و از شهر برفتند . كسها ( 13 ) كه ايشان را ديده بودند ، گفتند : ايشان در غارى شده‌اند كه بر در اين شهر است . بر كوهى كه آن را ينجلوس ( 14 ) مىگويند ( 15 ) . او برخاست ( 16 ) با لشكر آن جا آمد . هر
هامش
( 1 ) . مل : طاغى . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : برفت . ( 3 ) . قم : چه مىزنى . ( 4 ) . آج ، لب : دردر . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : تمليخا . ( 6 ) . مل : مىكند . ( 7 ) . مل : طعامى . ( 8 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : بخوريم . ( 9 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : دهيم . ( 10 ) . اساس : استطعام ، به قياس نسخهء قم و اتّفاق نسخ تصحيح شد . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : بخفتند . ( 12 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب ايشان . ( 13 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : كسانى ، مل : كسهايى . ( 14 ) . آط ، آب ، آج ، لب : بيخاوس . ( 15 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : مىخواندند ، قم ، مل : مىخوانند . ( 16 ) . آط ، آب ، آز ، لب : برخواست .