گوسپند ( 1 ) مشغول بود . با آن همه از بالين ايشان برنخاستم تا صبح برآمد ، و ايشان بيدار شدند ، و من آن شير به ايشان دادم . بار خدايا ! اگر دانى كه من اين براى تو كردم ، اين بلا از ما كشف كن . سنگ به يك باره ( 2 ) از در غار بيوفتاد ( 3 ) و ره گشاده شد و ايشان از آن جا به سلامت بيرون آمدند . اين قصّه اصحاب الرّقيم است .
امّا قصّهء اصحاب الكهف ، قال اللَّه تعالى : * ( إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ ) * ، اصحاب سيّر خلاف كردند در سبب رفتن ايشان به كهف : محمّد بن اسحاق بن يسار گفت : سبب آن بود كه اهل انجيل تعدّى از حدّ ببردند ، و فواحش در ميان ايشان ظاهر شد ، و پادشاهان طاغى شدند و به بت پرستيدن مشغول شدند ، و براى طواغيت قربان كردند . و در ميان ايشان جماعتى بودند بر دين عيسى - عليه السّلام - متشدّد و متمسّك به آن ، و پادشاه شهر ايشان مردى بود نام او دقيانوس ، بتپرست بود و ظالم و قتّال ، و طالب آنان كه بر دين مسيح بودند تا ايشان را عذاب كردى و از دين مسيح منع كردى و مادام در تتبّع اين بود و در اطراف و نواحى مملكت ( 4 ) خود مىگرديد ، و هر كجا كسى بود ( 5 ) بر دين عيسى - عليه السّلام - او را مىكشت و عذاب مىكرد ، و از آن دين منع مىكرد تا به اين شهر آمد كه اصحاب الكهف در آن جا بودند . مردم بگريختند و پنهان شدند و او مردم را مىگرفت . هر كه در دين او مىرفت رها مىكرد او را ، و هر كه اجابت نمىكرد ، او را مىكشت و عذاب مىكرد و دستها و پايهاى ايشان مىبريد . و از بارهء ( 6 ) شهر مىدرآويخت . خداى پرستان چون ديدند ، تضرّع كردند با خداى تعالى و در عبادت بيفزودند و پناه با خداى دادند و مىگفتند : * ( رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِه إِلهاً لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً ) * ( 7 ) ، اين جماعت بگريختند و از بيرون شهر ( 8 ) نمازگاهى بود . آن جا رفتند ، ( 9 ) به عبادت و تضرّع مشغول شدند و مىگفتند : بار خدايا ! شرّ اين طاغى كفايت كن . جماعتى از شرط ( 10 ) دقيانوس كه ايشان را بر اين كمار گماشته بودند ، بر ايشان مطَّلع شدند ، و ايشان را گفتند : شما
هامش
( 1 ) . آط ، مل ، آج ، لب : گوسفند .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : بار .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : بيفاد .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : ملك .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : بودى ، مل : يافتى .
( 6 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : با روى ، مل : ديوار .
( 7 ) . آج ، لب الاية .
( 8 ) . قم : از شهر بيرون .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 10 ) . مل : شرطگان .