و همچونين اطَّلاع داديم بر ايشان تا بدانند كه وعدهء خدا حق است و قيامت را شكّى نيست در او ، چون منازعت مىكردند ميان ايشان كارشان ، گفتند : بنا كنى بر ايشان بنايى ( 1 ) خدايى ايشان عالمتر ( 2 ) است به ايشان . گفت ، آن كس ( 3 ) كه غالب بود ( 4 ) بر كار ايشان : بگيريم بر ايشان ( 5 ) نماز گاهى ( 6 ) .
گويند : سه بودند ، چهارمشان سگ بود ، و گويند : پنج بودند و ششم سگ ( 7 ) بود انداختن پنهانى ( 8 ) گويند : هفت بودند و هشتمشان سگشان ( 9 ) بود . بگو خداى من داناتر است به عدد ايشان ، نداند ايشان را الَّا اندكى ، خصومت مكن در ايشان الَّا خصومتى ظاهر ، و فتوا مپرس در ايشان ، از ايشان ( 10 ) كسى را .
و مگو چيزى را كه من بكنم ( 11 ) آن را فردا .
الَّا كه گوى اگر خواهد خداى ، ياد كن خدايت را چون فراموش كنى ، و بگو : همانا ره نمايد مرا خداى من به نزديكتر از اين به صلاح .
مقام كردند در غارشان سيصد سال ، و بيفزودند نه سال .
بگو خداى داناتر ( 12 ) است به آنچه ايشان
هامش
( 1 ) . قم : بنا كردنى .
( 2 ) . قم ، آج ، لب : داناتر .
( 3 ) . قم ، مل : آنان .
( 4 ) . قم ، مل : بودند .
( 5 ) . آط : ورايشان .
( 6 ) . قم : مسجدى .
( 7 ) . قم : سگ ايشان ، آط ، آب ، آج ، لب : سگشان .
( 8 ) . قم : انداختنى پنهانى . مل ، آج ، لب : انداختند .
( 9 ) . آط ، آج ، لب : كلبشان .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : ندارد .
( 11 ) . قم : كنندهام .
( 12 ) . آط ، آج ، لب : داند .