تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
بينى آفتاب را چون برآمدى فرو مىگرديدى از غارشان به جانب دست راست ، و چون فرو شدى ( 1 ) مىگذشتى از ايشان به جانب دست چپ ، و ايشان در فراخى بودند از او آن از آيات خداست ، هر كه را ره دهد او راه يافته بود و هر كه را گمراه كند نيابى او را يارى ره نماينده . و پندارى ايشان را بيدار ( 2 ) ، و ايشان خفته ( 3 ) بودند و مىگردانيديم ايشان را به جانب ( 4 ) راست و چپ و سگشان گسترده بود بازوهايش ( 5 ) بر آستانهء در اگر مطَّلع شدى تو بر ايشان پشت بركردى ( 6 ) از ايشان گريزان و پر باز كردندى تو را از ايشان به ترس . هچونين بيدار كرديم ايشان را تا بپرسند ميان ايشان ، گفت گوينده‌اى از ايشان : چند مقام كردى ؟ گفتند : مقام كرديم روزى يا بهرى از روزى ( 7 ) . گفت ( 8 ) : خداى شما داناتر است به آنچه مقام كردى شما ، بفرستى يكى را از شما ( 9 ) به اين درمها ( 10 ) به شهر ، بگو تا بنگرد كه كدام پاكتر طعامى است ، گو بيارد شما به روزى از او و لطف كند و آگاه مكناد به شما كسى را . كه اگر ايشان مطَّلع شوند بر شما ، سنگسار كنند شما را يا باز برند شما را در دين خود و ، فلاح نيابى ( 11 ) پس هرگز .
هامش
( 1 ) . آب : فرو رفتى . ( 2 ) . قم : خفتگان . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : بيداران . ( 4 ) . قم ، آب دست . ( 5 ) . قم : دو بازو را ، آط ، آج ، لب : بازويش ، آب : هر دو بازويش . ( 6 ) . آب : برمىگرديدى . آج ، لب : برگردندى . ( 7 ) . قم : روز . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : گفتند . ( 9 ) . آب : خود . ( 10 ) . قم : به درمهاى شما . ( 11 ) . قم : نرهى شما .