بزديم ( 1 ) بر گوشهاى ايشان در غار سالها به شمار .
پس بيدار كرديم ايشان را تا بدانيم كه كدام دو گروه شمارندهتر است ، آن را كه ايشان مقام كردند به غايت .
ما بگوييم ( 2 ) بر تو خبر ايشان به درستى ( 3 ) ايشان ، جوانمردانى بودند كه ايمان آوردند ( 4 ) به خدا و بيفزوديم ما ايشان را لطف .
و باز بستيم بر دلهاى ايشان ( 5 ) چون بايستادند ( 6 ) و گفتند : خداى ما خداى آسمانها و زمين است . نخوانيم جز او خداى را كه گفته باشيم ، بس بىقاعدهاى . ( 7 )
اينان آن قوم مااند ( 8 ) كه گرفتند به خدايى ( 9 ) ، خدايانى ، چرا نيارند بر آن ( 10 ) حجّتى روشن . كيست ظالمتر از آن كه فرو بافد ( 11 ) بر خداى دروغ ( 12 ) .
و چون دور شدى از ايشان و آنچه مىپرستيدند مگر خداى را باز شوى ( 13 ) با غار تا برافلاجد ( 14 ) براى شما خداى شما از بخشايش ، ببجارد ( 15 ) براى شما از كارتان روزيى .
[ 152 - ر ]
هامش
( 1 ) . آب : صداى بزديم .
( 2 ) . آب ، آج ، لب : قصه كنيم .
( 3 ) . آط ، آج ، لب : به حق .
( 4 ) . آط ، آب ، آج ، لب : بگرويدند .
( 5 ) . قم ، آط ، آج : دلهاشان ، آب ، لب : دلهايشان .
( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب : برخاستند .
( 7 ) . قم : بس دروغى .
( 8 ) . اساس : قومند ، به قياس با نسخهء آط ، تصحيح شد .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : گرفتند از فرود او .
( 10 ) . آج ، لب : بر ايشان .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : فرا بافد .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها : دروغى .
( 13 ) . آب : بازگرديد .
( 14 ) . قم : بپراگند ، آط ، آج ، لب : باز كند ، آب : پراگنده كند .
( 15 ) . قم ، آط ، آج ، لب : بسازد ، آب : آماده كند .