تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
شنيده بود تا به آن جا رسيد كه صراط چگونه بر دوزخ نهند و خلقان چگونه بر او گذر كنند ؟ آنگه گفت : رسول - عليه السّلام - گفت : گروهى را از دوزخ بيارند پس از آن كه سوخته شده باشند و سياه گشته چون چوب آبنوس و ايشان را به جوى از جويهاى بهشت برند و بشويند از آنجا برآيند به مانند كاغذ به سپيدى ( 1 ) ، ما از بر او بيامديم و گفتيم : همانا اين پير دروغ مىگويد بر رسول ( 2 ) روزكى چند در مدينه مقام كرديم ، وبايى در ما افتاد كه از ما جز يك مرد از مدينه بيرون نيامد باقى بمردند . زهرى روايت كرد از از زين العابدين علىّ بن الحسين از پدرش از جدّش از رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - كه او گفت : چون روز قيامت باشد ، خداى تعالى فرمايد تا زمين را بكشند همچنان كه اديم ، تا هيچ آدمى را بيش از آن جاى نباشد كه قدم بر او نهد ( 3 ) اوّل كس كه او را ( 4 ) بخوانند من باشم و جبريل بر راست عرش ( 5 ) باشد . من گويم : بار خدايا ! اين خبر داد مرا كه تو او را فرستادى بر من به پيغام . خداى تعالى گويد : راست گفت ، من فرستادم او را . آنگه به شفاعت درايم ، گويم : بار خدايا ! بندگان تواند و تو را پرستيده‌اند در اطراف زمين ، مرا اجابت كنند ، آن مقام محمود است . ابو الزّعرا ( 6 ) روايت كند از عبد اللَّه سلام كه او گفت : اوّل شفيعى ( 7 ) روز قيامت روح القدس باشد . جبريل پس ابراهيم پس موسى و عيسى پس پيغامبر شما برخيزد و شفاعت كند و كس را آن شفاعت نباشد كه او را ، آن مقام محمود است . قتاده گفت : از انس مالك كه ، رسول - عليه السّلام - گفت : [ 144 - پ ] فردا قيامت براق را پيش من آرند ، گويند : به آن خداى كه تو را به حق به خلقان ( 8 ) فرستاد ( 9 ) كه بر من ننشينى تا ضمان شفاعت نكنى مرا ، و رواياتى ( 10 ) دگر آن است كه : مراد به مقام محمود ، مقام رسول است بر عرش يا بر كرسى . عبد اللَّه عمر روايت كرد كه رسول - عليه السّلام - اين آيت برخواند آنگه گفت :
هامش
( 1 ) . آط ، آب ، آج ، لب : كاغذى سفيدى ، آز : كاغذ سفيد . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : دروغ مىگويد بر رسول . ( 3 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : پاى بر زمين نهد . ( 4 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : اول كس را كه . ( 5 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : من . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : ابو الزعرى . ( 7 ) . آز ، آج ، لب : شفيع . ( 8 ) . آط ، آب ، آج ، لب : خلق . ( 9 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : فرستاده است . ( 10 ) . آب ، آز : روايتى .