« الانبياء » و مانند اين . اگر داند و وقت دارد آنگه دو ركعت نماز شفع كند ( 1 ) ، ركعت اوّل به « الحمد » و « سورة الملك » و دوم به « الحمد » و : هَلْ أَتى عَلَى الإِنْسانِ ( 2 ) ، و اگر وقت ندارد بر معوذّتين اختصار كند ، آنگه فصل كند ميان شفع و وتر به سلام و دعاى هست مخصوص بخواند آنگه نماز وتر كند . يك ركعت به آنچه خواهد از قرآن .
آنگه دعاى وتر بخواند و اگر دعا معيّن نداند ، آن چه داند بخواند و خير خود را و مسلمانان را از خداى بخواهد ( 3 ) و مستحب است كه چهل مؤمن را نام بگويد يا بيشتر و خداى بخواهد . آنگه ركوع كند و چون سر بردارد از ركوع دعاى مخصوص بخواند و نماز تمام كند . اگر صبح اوّل برآمده باشد ركعتى الفجر بكند و الَّا تسبيح و تهليل مىكند تا صبح برآمدن . چون صبح دوم برآيد نماز بامداد كند فريضه ، فهذا معنى قوله :
* ( فَتَهَجَّدْ بِه ) * و قوله : * ( نافِلَةً لَكَ ) * . عبد اللَّه عبّاس گفت : خاصّة لك . مقاتل حيّان گفت :
كرامة و عطيّة لك . و به روايتى دگر ( 4 ) عبد اللَّه عبّاس گفت : فريضة لك و گفت :
نماز شب بر رسول - عليه السّلام - واجب بود و بر ديگران سنّت . و اين قول اصحاب ظاهر است و اصحاب اخبار ( 5 ) . بعض دگر گفتند : در اوّل شرع نماز شب بر رسول - عليه السّلام - واجب بود . آنگه خداى تعالى تخفيف كرد از او . قتاده و فرّاء گفتند :
تطوّعا لك و فضيلة ، و عامّهء فقها بر ايناند و اصل نافله ( 6 ) اى زيادت و غنيمت را براى آن نفل خواندند كه اين زيادت كرامتى بود كه خداى تعالى داد اين امّت را . و آنان كه گفتند : فريضه بود بر رسول ، گفتند : معنى آن است كه زيادة لك على الفرائض .
* ( عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ ) * ، اى رجاء ان يبعثك ربّك ، اميد آن را كه خداى تعالى تو را به مقام محمود رساند و مفسّران گفتند : « لعلّ » و « عسى » از خداى واجب باشد . و ما آنچه تحقيق آن است گفتيم در چند جاى از اين كتاب و آن كه اين طمع و رجا راجع نيست با خداى تعالى بل با مكلَّف تا مغرى نشود به قبيح ( 7 ) به اين امان ( 8 ) . و امّا مقام محمود بيشتر اهل علم برآنند كه ، مقام شفاعت است و آن مقامى است كه يغبطه ( 9 )
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل در .
( 2 ) . سورهء انسان ( 76 ) آيهء 1 .
( 3 ) . آج ، لب : بخواند .
( 4 ) . قم : از عبد اللَّه عباس .
( 5 ) . آج ، لب : اخيار .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها زادت بود من قوله تعالى : * ( وَوَهَبْنا لَه إِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ نافِلَةً . ) *
( 7 ) . آج : قبح ، لب : فتح .
( 8 ) . قم : اما ، مل : امامان .
( 9 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : يغبط بها ، مل : يغبط به .