* ( وَلَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ ) * ، و اگر نه آنستى كه ما تو را بر جاى بداشتيم به عصمت ( 1 ) . * ( لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا ) * ، نزديك بود كه ساكن شدى با ايشان . اندكى ( 2 ) از آن اقوال كه گفتيم .
* ( إِذاً لأَذَقْناكَ ) * ، جواب شرطى محذوف است . يعنى اگر چنان كردى پس بچشانيدمانى ( 3 ) تو را ضعف عذاب الحيوة ، دو چندان عذاب كه در حيات باشد ، و دو چندان عذاب ( 4 ) كه در ممات باشد . يعنى عذاب مضاعف كردمانى تو را در دنيا و آخرت از عظم موقع اين معصيت و كثرت وقوع مفسدت ( 5 ) عند آن از ضلال مردمان .
قتاده گفت : چون ( 6 ) آيت آمد رسول - عليه السّلام - دعا كرد و گفت :
اللَّهمّ لا تكلنى الى نفسى طرفة عين ،
بار خدايا مرا با من مگذار يك چشم زخم . * ( ثُمَّ لا تَجِدُ ) * ، آنگه گفت : اگر چنين بودى تو بر ما يارى و پشتى نيافتى كه تو را بر ما يارى كردى و عذاب ( 7 ) ما از تو باز داشتى .
* ( وَإِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الأَرْضِ ) * ، و اين « ان » نيز مخفّف است از ثقيله .
براى اين ، « لام » با او ملازم ( 8 ) است و نزديك بود كه تو را سبك گردانند از زمين * ( لِيُخْرِجُوكَ مِنْها ) * ، تا تو را از آن جا بيرون كنند ، يعنى ( 9 ) زمين مدينه . كلبى گفت : مراد آن است كه چون رسول - عليه السّلام - از مكّه به مدينه آمد . جهودان را خوش نيامد آمدن رسول - عليه السّلام - به آن جا . و دانستند كه از او بلا كشند . گفتند : يا محمّد ، نه تو پيغامبرى ( 10 ) ؟ گفت : بلى گفتند : پس تو دانى كه اين نه ( 11 ) زمين پيغامبران است ( 12 ) و زمين پيغامبران شام است و ابراهيم آن جا بود ( 13 ) و ديگر پيغامبران . اگر تو پيغامبرى تو را به شام بايد رفتن ( 14 ) و اگر تو را آن جا از روم خوفى باشد خداى تو را نگاه دارد اگر پيغامبرى و آن زمين مقدسّه است و اين ( 15 ) جا نه جاى پيغامبران است چه اين شهرى
هامش
( 1 ) . مل : توفيق .
( 2 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : اندك .
( 3 ) . آط ، آج ، لب : بچشانيدى ، مل : بچشانيديى .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و آج : عقاب .
( 5 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : مضرّت .
( 6 ) . قم ، آب ، آز اين .
( 7 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : حق .
( 8 ) . قم ، آز : لازم .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل از .
( 10 ) . مل : پيغمبر ، آز : پيغامبر مايى .
( 11 ) . آب ، آز : « نه » ندارد .
( 12 ) . آب ، آز : نيست .
( 13 ) . قم : بودى .
( 14 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم و مل : رفت .
( 15 ) . آب ، آز ، آج ، لب : آن .