غفلت باشد ( 1 ) و تغافل از نظر و تفكّر در آيات و بيّنات و اعلام معجزات و ادلَّهء موصله به معرفت آنچه معرفت او واجب بود . و هذا من عمى القلب لأنّ الجاهل الغافل يسمّى اعمى القلب . امّا « عمى » دوم در وجهى بيان كرديم كه ضلال ( 2 ) است از طريق بهشت و ثواب . و در ( 3 ) وجهى بگفتيم كه كنايت است از يأس و فوت نظر ( 4 ) و در وجهى كه مراد او « عمى » بصر است و آفت چشم على سبيل العقوبة و به هيچ وجه نشايد كه « عمى » دوم كنايت باشد از جهل و كور دلى . براى آن كه معارف اهل آخرت ضرورى باشد . چنان كه بيان كردهاند در كتب اصول . اختلاف ( 5 ) قرّاء در اين آيت : بدان كه قرّاء خلاف كردند در تفخيم و اماله اعمى فى الموضعين ، ابن كثير و نافع و ابن عامر ، به فتح ميم خواندند در هر دو جاى ( 6 ) و حمزه و كسائى و عاصم فى روايت ابى بكر به كسر « ميم » خواندند . فى الموضعين ، و به روايت حفص ، هر دو به فتح آمد ( 7 ) از عاصم ، امّا ابو عمرو اوّل را اماله كرد و دوم مفتوح خواند ( 8 ) ، و هر گروهى را حجّتى هست در قراءت ، امّا آنان كه اماله نكردند ( 9 ) كه بسيارى از عرب آنند ( 10 ) كه اماله نكنند و تفخيم اصل است و الامالة طرأت عليه لعلَّة ، امّا حجّت آنان كه اماله كردند آن است تا بدانند كه اين الفى است كه منقلب گردد با « يا » ، الا ترى الى قوله : عميت عينه ، و جمع الأعمى عمى و عميان ( 11 ) . و امّا ابو عمرو براى آن اماله نكرد دوم را كه او ( 12 ) اعمى دوم را افعل تفضيل گفت لقوله : * ( وَأَضَلُّ سَبِيلًا ) * ، و چون چنين باشد اماله نكنند كه اماله در اواخر ( 13 ) كلمات باشد بيشتر ، و اين جا مصدرى ( 14 ) مضمر است ، من قوله ( 15 ) : * ( فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمى ) * ، منه فى الدّنيا او اعمى من غيره ، و مثله :
يَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفى ( 16 ) ، يعنى اخفى من السّرّ . و افعل تفضيل را من كذا به دنبال باشد .
از اين وجه را ابو عمرو اماله نكرد دوم را . اگر گويند از اين دو لفظ هيچ ( 17 ) افعل تفضيل
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : بود .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : ضلالت .
( 3 ) . آج ، لب : درو .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : ظفر .
( 5 ) . آز : امّا خلاف .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : فى الموضعين .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : بجز قم : آيد .
( 8 ) . قم : كرد .
( 9 ) . قم گفتند ، بقيه نسخه بدلها براى آن نكردند .
( 10 ) . آج ، لب : عريانند ، مل : عرب باشد .
( 11 ) . آج ، لب : عميا و عميانا .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها : ندارند .
( 13 ) . آج ، لب : آخرت .
( 14 ) . همهء نسخه بدلها : مقدرى .
( 15 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : لقوله .
( 16 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 7 .
( 17 ) . قم ، آط ، آب ، مل ، آج ، لب : دو . آز : در .