تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
است و محسوس و معاينه مىتوان ديدن و بضرورت دانستن نابينا باشد و نادان در آنچه نبيند ( 1 ) از احوال قيامت و بعث و نشور و حساب و كتاب ، اوليتر كه نابينا باشد و گمراهتر . بعضى دگر گفتند : اشارت به دنياست و انّما براى آن مصرّح نگفت كه قرينهء آخرت با او خواست بودن ، يعنى هر كه در دنيا نابينا باشد از نظر كردن در آيات خداى ، در آخرت هم نابينا باشد ( 2 ) . اگر گويند ظاهر آيت نه آن است كه هر كه در دنيا نابينا باشد ، در آخرت هم نابينا ، باشد و گمراه‌تر ( 3 ) ، چگونه روا باشد كه خداى تعالى كسى را نابينا آفريند ، آنگه او را به قيامت بر آن عقوبت كند به نابيناى ( 4 ) ؟ دگر آن كه در آخرت چگونه نابينا باشد و خداى تعالى مىگويد : فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ( 5 ) ، و مىگويد : كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُه . . . ( 6 ) ؟ جواب گوييم ، در اين آيت چهار وجه گفتند : يكى آن كه : هر كه او در دنيا نابينا باشد از آن كه نظر و تفكّر كند در آياتى كه او را به معرفت خداى رساند ، او در نظر كردن در آياتى كه او را به علم رساند به حصول آخرت و بعث و نشور و ثواب و عقاب نابيناتر بود و از آن گمراهتر . و اين معنى قول عبد اللَّه عبّاس است كه ما گفتيم و بر اين قول * ( هذِه ) * ، كنايت باشد از آيات ، يعنى عن النّظر فى هذه الايات و العبر . * ( فَهُوَ فِي الآخِرَةِ ) * ، اى فى النّظر فى الادلَّة الموصلة الى الاخرة اعمى . و جواب دوم آن است : * ( وَمَنْ كانَ فِي هذِه ) * ، اى فى الدّنيا ، هر كه او در دنيا نابينا ( 7 ) باشد از ايمان و معرفت خداى تعالى ، او در آخرت نابينا باشد ( 8 ) از ره بهشت و ( 9 ) طريق نجات . و معنى آن كه كافر روز قيامت ذليل و مهين و عاجز و منقطع الحجّة و آيس باشد از رحمت خداى . جواب سه‌ام ( 10 ) آن است كه : هر كه او در دنيا نابينا باشد از ايمان ( 11 ) و معرفت او در
هامش
( 1 ) . اساس : بيند ، به قياس نسخهء قم ، تصحيح شد . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و گمراهتر . ( 3 ) . آب ، آز اگر گويند به ظاهر آيت ، آج ، لب اگر گويند . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : نابينايى . ( 5 ) . سورهء ق ( 50 ) آيهء 22 . ( 6 ) . سورهء انبيا ( 21 ) آيهء 104 . ( 7 ) . قم : كور . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم مل : نابيناتر . ( 9 ) . قم از . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : سيم . ( 11 ) . قم : ايمه .