تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
بفرمايد تا او را به بهشت برند . مرد چون اين بشنيد ، بيوفتاد ( 1 ) و از هوش برفت از اين بشارت و مىگفت : * ( يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ ) * ، چون ساعتى بود ، بديدند جان داده بود . * ( فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَه بِيَمِينِه ) * ، هر كه را نامه ( 2 ) به دست راست دهند ، * ( فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ ) * ، ايشان نامه‌هاى ( 3 ) خود برخوانند و بر ايشان هيچ فتيلى ظلم نكنند ، و فتيل آن باشد كه مردم انگشت به هم ( 4 ) بمالد ، آنچه حاصل آيد از چرك چو ( 5 ) پليته‌اى خرد ( 6 ) و باريك [ 140 - ر ] ، آن را فتيل خوانند ، فعيل به معنى مفعول . و گفته‌اند : چيزكى ( 7 ) باشد باريك در ميانهء ( 8 ) شكاف استخان ( 9 ) خرما و نقير ( 10 ) آن گو ( 11 ) باشد چو ( 12 ) نقطه‌اى بر پشت استخان ( 13 ) خرما . و قطمير پوستكى تنك باشد كه لفاف استخان ( 14 ) خرما بود و اين همه عبارات و كنايات باشد از قلَّت و حقارت چيزى . و ظلم در لغت نقصان باشد ، يعنى ايشان نامهءشان ( 15 ) برخوانند و حقّ ايشان چيزى باز نگيرند و بخس نكنند . اگر گويند نه ظاهر آيت اقتضاى آن مىكند كه آنان را كه نامه به دست چپ دهند بر ايشان ظلم كنند ، گوييم : اين قول به دليل الخطاب باشد و آن درست نيست بنزديك بيشتر اهل علم . جواب ديگر از اين آن است كه : در جملهء آنان كه ايشان را نامه به دست چپ دهند ، كافران باشند و ايشان را خود بنزديك خداى حقّى نباشد كه از ايشان باز گيرند يا نقصان كنند . * ( وَمَنْ كانَ فِي هذِه أَعْمى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمى ) * ، حق تعالى گفت : هر كه ( 16 ) در اين سراى كور باشد ، او در قيامت كور باشد . مفسّران خلاف كردند در آن كه * ( هذِه ) * ، اشارت به چيست . بعضى گفتند : راجع است با آن نعمتها كه در آيات مقدّم رفته است . عكرمه گفت : جماعتى از يمن بنزديك عبد اللَّه عبّاس آمدند و او را پرسيدند از اين آيت و از اين اشارت ، گفت : بر خوان از پيش آيت : * ( رَبُّكُمُ الَّذِي يُزْجِي لَكُمُ الْفُلْكَ فِي الْبَحْرِ ) * الى قوله : * ( تَفْضِيلًا ) * . آنگه گفت : معنى آيت آن است كه : هر كس كه او در اين آيات و دلالات كه مشاهد
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : بيفتاد . ( 2 ) . آز ، آج ، لب : نامه‌اى . ( 3 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : نامها / نامه‌ها ، با حذفهاى بيان حركت . ( 4 ) . مل : بدان . ( 12 - 5 ) . همهء نسخه بدلها : چون . ( 6 ) . لب : خورد . ( 7 ) . آز ، آج ، لب : چركى . ( 8 ) . قم ، آب ، مل ، آز ، لب : ميان . ( 14 - 13 - 9 ) . همهء نسخه بدلها : استخوان . ( 10 ) . آب : نقسير ، آج ، لب : تفسير . ( 11 ) . آب ، آز : كر . ( 15 ) . آط ، مل : ايشان . ( 16 ) . آط ، آز ، آج ، لب او .