و بر انگيز آن را كه توانى از ايشان به آواز تو گرد آر بر ايشان سوار و پيادهات را ، انبازى كن ( 1 ) با ايشان در مالها و فرزندان و وعده ده ايشان را و نويد ندهد ( 2 ) ايشان را ديو ، مگر فريفتن .
بندگان من نيست تو را بر ايشان دستى ، و بس است خداى ( 3 ) تو و كيل .
خداى شما آن است كه مىراند ( 4 ) براى شما كشتى در دريا تا بجوى ( 5 ) از روزيى ( 6 ) او كه به شما بخشاينده بوده است .
و چون برسد به شما سختى در دريا ، گم شوند ( 7 ) آنان كه خوانى مگر او را چون برهاند شما را به بيابان برگردى ، و بوده است آدمى كافر نعمت ( 8 ) .
ايمن شدهاى ( 9 ) كه فرو برد به شما كنارهء بيابان يا فرو فرستد بر شما بادى سخت ، پس نيابى شما را وكيلى .
يا ايمن شدهاى كه باز برد ( 10 ) شما را در او يك بار ديگر فرو گذارد ( 11 ) بر شما شكنندهاى از باد . غرق كند ( 12 ) شما را به آن كفر كه آوردى ، پس نيابى خود را بر ما به آن پسروى .
هامش
( 1 ) . آج ، لب : انباز مىكن .
( 2 ) . قم : وعده .
( 3 ) . قم : خدات ، آط ، آج ، لب : به خداى .
( 4 ) . اساس : مىفزايد ، با توجه به نسخهء آط ، تصحيح شد .
( 5 ) . آج ، لب : بگوييد .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : روزى .
( 7 ) . قم ، آج ، لب : گم شود .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : نا سپاس .
( 9 ) . مل ، آج ، لب : يا ايمن شديد .
( 10 ) . آج ، لب : اعادت كند .
( 11 ) . آج ، لب : بفرستد .
( 12 ) . آط ، آب ، آج ، لب : غرقه كند .