به پاىدار نماز به زوال آفتاب ( 1 ) تا به تاريكى شب كه نماز بامداد حاضر آيند به او ( 2 ) فريشتگان و روز .
و از شب بيدار شو ( 3 ) سنّتى تو را باشد كه برساند تو را خداى تو به جاى پسنديده .
بگو بار خدايا در بر ( 4 ) مرا به جاى راستى و بيرون آر مرا بيرون آوردن راستى ، كن مرا از نزديك تو حجّتى يارى دهنده .
بگو : آمد حق و باطل شد باطل ، كه باطل هميشه باطل بوده است ( 5 ) .
فرو فرستيم از قرآن آنچه او شفا باشد و رحمتى مؤمنان را ، و نيفزايد كافران را الَّا زيانكارى .
قوله تعالى : * ( وَإِنْ مِنْ قَرْيَةٍ ) * - الايه ، [ ان ] ( 6 ) ، به معنى « ما » ى نفى است و « من » ، زيادت است براى تأكيد نفى ، و نيست هيچ شهرى . و اشتقاق « قرية » من قريت الماء فى الحوض باشد ، اذا جمعته ، براى آن كه مردم در او مجتمع باشند . * ( إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوها ) * ، « ان » چون به معنى « ما » ى نفى باشد در بيشتر احوال ، الَّا از پس او آيد ، الَّا ، و ما آن را هلاك كنيم بيشتر ( 7 ) از روز قيامت ، يا عذاب كنيم آن را عذابى سخت به كفر و معصيت اهلش . بعضى گفتند : مراد شهرهاى كافران است ، و بهرى گفتند :
اين در آخر زمان باشد .
و در اين معنى ، خبرى دگر روايت كردند از امير المؤمنين ( 8 ) - عليه السّلام - از
هامش
( 1 ) . قم : كشتن آفتاب .
( 2 ) . آج ، لب : حاضرانند بر او ، آط : حاضرانند به او ، آب : حاضر آيند در او .
( 3 ) . لب : در شب بيدار باش ، قم به دو .
( 4 ) . قم : در آر .
( 5 ) . قم ، مل : باطل شده .
( 6 ) . اساس : ندارد ، از قم افزوده شد .
( 7 ) . آط ، آب ، آج ، لب : پيش .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها على .