و كنيم بر دلهاى ايشان ( 1 ) پوششها ( 2 ) در آن كه ندانند و در گوشهايشان گرانى و چون ياد كنى خدايت را در قران تنها پشت بركنند بر پشتهاى ايشان به گريختن ( 3 ) .
ما داناتريم ( 4 ) به آنچه گوش باز كردهاند با آن ( 5 ) . چون گوش باز مىدارند ( 6 ) با تو و چون ايشان راز مىگويند چون مىگويند ظالمان ( 7 ) متابعت نمىكنى مگر مردى جادوى كرده ( 8 ) .
بنگر كه چگونه زدند براى تو مثلها ، گمراه شدند نمىتوانند راهى .
گفتند چون ما باشيم استخانها ( 9 ) پوسيده ، ما برانگيخته خواهيم شد خلقى نو ؟
گو ( 10 ) باشى سنگها يا آهن .
يا خلقى از آنچه بزرگ آيد در دل ( 11 ) شما مىگويند كه باز آرد ما را ؟ بگو آن كه بيافريد شما را اوّل بار ، مىجنبانند به تو سرهايشان ( 12 ) و مىگويند كى باشد آن . بگو كه شايد نزديك باشد .
آن روزى كه بخواند شما را اجابت كنى به سپاس ( 13 ) او ، گمان برى كه بنه ايستادى الَّا اندك .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها بجز مل : دلهاشان .
( 2 ) . اساس : نوشتهها ، كه با توجه به نسخهء قم ، تصحيح شد .
( 3 ) . مل : ، بگريخت .
( 4 ) . آط ، آب ، آج ، لب : ما دانيم .
( 5 ) . قم : استماع مىكند آن را .
( 6 ) . قم : باز كردهاند .
( 7 ) . مل : ستمكاران .
( 8 ) . آط ، آب ، آج ، لب : جز مردى جادو كرده را .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : استخوانها .
( 10 ) . تمام نسخه بدلها : بگو .
( 11 ) . قم ، آب : دلهاء شما .
( 12 ) . قم : سرهاى خويش را .
( 13 ) . قم : شما به شكر او . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : به ستايش .