بكشد . ضحّاك گفت : اين آيه به مكّه فرود آمد . و رسول - عليه السّلام - به مكّه بود و اين اوّل آيتى است كه در شأن قتل فرود آمد . مشركان صحابهء رسول را مىكشتند .
خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : اگر چه ( 1 ) ايشان شما را مىكشند نبايد تا كينهء آن شما را حمل كند بر آن كه پدر و برادر و خويش از ( 2 ) قاتل را بكشى كه او جانى باشد ( 3 ) و اگر چه مشرك باشد و اين آيت پيش از سورت برائت آمد كه در او مردمان را فرمودند ( 4 ) كه : فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ ( 5 ) . سعيد جبير گفت : معنى آن است كه به يك كشته دو را يا بيشتر باز مكشى . و قتاده گفت و طلق بن حبيب ( 6 ) و ابن كيسان : مراد آن است كه قاتل را مثله مكنى . و در خبر است كه چون عبد الرحمن ملجم را كه قاتل امير المؤمنين ( 7 ) بود پيش او بردند ، گفت :
ان عشت رايت فيه رأيى و ان متّ فاقتلوه فى ( 8 ) ضربة بضربة و لا تمثّلوا بالرّجل فانّ رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و على آله نهى عن المثلة و لو بالكلب العقور ،
گفت : اگر من زنده مانم رأى خود در او بينم و اگر بميرم بكشى او را ضربهاى به ضربهاى ( 9 ) و مثله مكنى او را كه رسول - عليه السلام - گفت : مثله مكنى و اگر همه سگ گزنده را بود * ( إِنَّه كانَ مَنْصُوراً ) * ، مجاهد گفت : در دنيا منصور است به قصاص و در آخرت به ثواب يعنى عوض ( 10 ) .
* ( وَلا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ) * . و گرد مال يتيم مگردى ، الَّا بر وجهى كه نيكوتر باشد از آن كه به او تصرّف كنند و تجارت كنند تا او را در آن نفعى باشد * ( حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّه ) * ، تا آنگه كه ( 11 ) او به بلوغ رسد ، و اختلاف ( 12 ) مفسّران در معنى * ( أَشُدَّه ) * برفت . بعضى گفتند : بلوغش باشد و بعضى گفتند : هژده ( 13 ) سال باشد و قول اوّل درستتر است كه چون بالغ شود كمال عقلش پديد آيد و رشدش ظاهر شود . * ( وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلًا ) * ، و وفا كنى به عهد كه از عهد بخواهند پرسيدن شما را . گفتند : مراد به عهد ، وصيّت است در حقّ يتيم و مال او بعضى دگر گفتند : مراد
هامش
( 1 ) . آط ، آب ، آز : چند . آج ، لب : چندان .
( 2 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : اين . مل : آن .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها بجز مل : نباشد . مل : نيست .
( 4 ) . آط ، آب ، مل ، آز ، آج ، لب : فرمود .
( 5 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 5 .
( 6 ) . آط ، آج ، لب : طلق بن حسين .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها على .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : بى .
( 9 ) . مل ، آز ، آج ، لب : ضربة بضربة .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : به عوض .
( 11 ) . آط ، آب ، آج ، لب : تا آن كه او .
( 12 ) . مل : خلاف .
( 13 ) . آج ، لب : هيژده .