، پس دولت با ايشان داد ( 1 ) در ايّام داود - عليه السّلام - كه او جالوت را بكشت . آنگه پس از آن چون با سر معصيت شدند و تغيير و تبديل شدند ، بخت نصّر بر ايشان مسلَّط شد ، فى قوله : * ( فَإِذا جاءَ وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ ) * .
پس باز بر ايشان رحمت كرد ، فى قوله : * ( عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ ) * ، باز ( 2 ) با سر معصيت شدند ، خداى تعالى رسول را ( 3 ) بر ايشان مسلَّط كرد تا بهرى را بكشت و بهرى را جزيت بر نهاد و اين مذلَّت بر ايشان بماند تا به قيامت . و قوله : * ( لَتُفْسِدُنَّ ) * ، « لام » و « نون » تأكيد جواب قسمى محذوف است ، و التّقدير ، و اللَّه لتفسدنّ و لتعلنّ ، ( 4 ) اى لتستكبرنّ .
* ( فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما ) * ، عبد اللَّه مسعود گفت : فساد اوّل ايشان ، كشتن زكريّا بود ، و اين روايت ابو صالح است از عبد اللَّه عبّاس ( 5 ) . محمّد بن اسحاق گفت : زكريّا به مرگ خود مرد ( 6 ) ، و انّما ( 7 ) شعيا بود كه او را بكشتند ، * ( فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ ) * ، اى دخلوا الدّيار و تخلَّلوها طالبين ما فيها ، و عبد اللَّه عبّاس خواند : « فحاسوا » بالحاء غير المعجمة و معناهما واحد ، * ( وَكانَ وَعْداً مَفْعُولًا ) * ، اى ، كائنا واقعا لا محالة . ابن جرير گفت :
طافوا ، يعنى مىگرديدند . قتيبى گفت : عاثوا ( 8 ) و افسدوا . ابو عبيده گفت : طلبوا .
* ( ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ ) * ، اى الرّجعة و الدّولة . حق تعالى گفت : ما پس از آن شما را يعنى بنى اسرايل را - و خطاب با ايشان است - دولت داديم و روزگار با شما داديم و شما را مدد داديم به مالها و فرزندان ( 9 ) ، * ( وَجَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً ) * ، و كرديم شما را در بيشتر به عدد ( 10 ) . مجاهد گفت : اكثر رجالا ، بعضى دگر گفتند : اكثر انصارا ، و اصل او آن باشد ( 11 ) كه جماعتى كه چون ( 12 ) استغاثه ( 13 ) كند در نصرت ( 14 ) برمند ( 15 ) و مسارعت نمايند ، و اين فعيل به معنى فاعل است ، كالقدير و القادر و العليم و العالم .
هامش
( 1 ) . قم : آمد .
( 2 ) . آط ، آب ، مل ، آز ، آج ، لب : پس .
( 3 ) . قم عليه السّلام .
( 4 ) . اساس : و ، با توجه به نسخهء قم تصحيح شد .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 6 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : به مرگ بمرد .
( 7 ) . مل : آن .
( 8 ) . آط ، آب ، مل ، آج ، لب : عاقوا ، آز : عاقرا .
( 9 ) . آط ، آب ، مل ، آج ، لب : به فرزندان .
( 10 ) . مل : به عر ، آج ، لب : و عدد .
( 11 ) . قم : بود .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها : چون او .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها : استعانت .
( 14 ) . همهء نسخه بدلها او .
( 15 ) . لب : برهند .