را ، و جمع كنم پراگندگان را و جمع كنم ( 1 ) دلهاى مختلف را و هواهاى پراگنده را و امّتان متفرّق ( 2 ) را ، و امّت او را بهترين امّتان كنم كه امر معروف كنند و نهى منكر كنند از سر ايمان و توحيد و اخلاص ، نماز براى من كنند [ 120 - پ ] ، در عبادت ( 3 ) من گاهى در قيام باشند و گاه در قعود و گاه در ركوع و گاه در سجود ، و در ره من جهاد كنند صف زده ، براى رضاى من هجرت كنند و نشيمن خود رها كنند ، در رفتن و نشستن و خفتن و ( 4 ) گشتن و مقام كردن خود مشغول باشند به تسبيح و تهليل و تحميد و تكبير و توحيد من ، طهارت ( 5 ) نماز نكو كنند و براى پاكيزگى جامه از ساق بردارند ، قربان به خونهاى خود كنند ، كتابهاى ايشان دلها باشد ( 6 ) ، به شب عابدان باشند ، به روز ( 7 ) شيران ، و اين فضل من است به آن كس دهم ( 8 ) كه من خواهم .
چون شعيا ( 9 ) از اين خطبه بپرداخت و اين كلام به آخر آورد ، بنى اسرايل ( 10 ) آهنگ او كردند تا او را بكشند ، از ايشان بگريخت . خداى تعالى درختى بر ( 11 ) او بشكافت تا او در آن جا گريخت و درخت فراهم آمد . شيطان بيامد و گوشهء جامهء او از درخت بيرون كشيد ، تا ايشان بديدند ( 12 ) تدبيرى ندانستند در بيرون آوردن او از آن جا ( 13 ) جز آن كه ارّه بياوردند و او را در آن درخت بريدند . خداى تعالى از پس او بر ( 14 ) بنى اسرايل ( 15 ) خليفتى فرو داشت ( 16 ) نام او ناشية بن اموص ( 17 ) و در عهد او خضر را به پيغامبرى بفرستاد و نام او ارميا بن ( 18 ) حليقا ( 19 ) بود و از ( 20 ) سبط هارون بن عمران بود و او را براى آن خضر خواندند كه او بر پرستينى سپيد نشست ، چون برخاست سبز بود ( 21 ) . و گفتند : براى آن
هامش
( 1 ) . در اساس لفظ « كنم » تكرار شده است ، قم به او .
( 2 ) . مل : مفترق .
( 3 ) . مقم : عبادتگاه .
( 4 ) . آط : خواستن و ، آج : و خاستن .
( 5 ) . آج ، لب : و طهارت .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : دلهاى ايشان بود ، قم : دلها بود .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : و به روز .
( 8 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : خواهم .
( 9 ) . قم عليه السّلام .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : بنى اسرائيل .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : براى .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم و مل : بدانستند .
( 13 ) . مل : آن درخت .
( 14 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم و مل : در .
( 15 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : بنى اسرائيل .
( 16 ) . آط ، آب ، مل ، آج ، لب : فرا داشت .
( 17 ) . قم ، آب ، آز : امرص .
( 18 ) . آط ، مل ، آز ، آج ، لب : ارميان بن .
( 19 ) . قم : خلقيا ، آط ، آب ، آج ، لب : حلفيا ، آز : حلينا .
( 20 ) . آط ، آج ، لب : و او از .
( 21 ) . مل : شد .