نرسد و من گوشت آن نخورم . و تقرّب به من آن باشد كه پرهيزكار باشند و دست كشيده دارند از خون نا حق ريختن كه دستهاى ايشان از آن آلوده است و جامههاى ايشان از آن رنگين . مسجدها مىنگارند و پاكيزه مىكنند و دلهاى ايشان پليد است ، و تنهاى ايشان مدنّس است ، مرا چه حاجت است به مسجد نگاشتن و آن جاى نشست من نيست ! و بناهاى آن رفيع كردن و مرا در آن جا آمد و شد ( 1 ) نيست . من فرمودم تا مسجدها رفيع كنند به ذكر من و تسبيح من و عبادت و نماز براى من . مىگويند اگر خداى قادر بودى بر آن كه دلهاى ما را الفت دهد بدادى ، و اگر توانستى تا دلهاى ما را علام كردى بكردى .
اى شعيا ! دو چوب بگير خشك ( 2 ) و آن را به مجمع ايشان بر و آن چوبها برابر ايشان بدار . بگو كه : اى چوبها ، خداى شما را مىفرمايد تا يكى شوى . همچنان كرد .
آن دو چوب يك چوب گشتند ( 3 ) . خداى تعالى گفت : بگو ايشان را كه من قادرم بر آن كه دو چوب خشك را كه عقل ندارند ( 4 ) الفت دهم قادر نباشم بر آن كه ميان شما الفت دهم ؟ و چگونه نتوانم تا دلهاى شما را اعلام كنم ( 5 ) و دلهاى شما من نگاشتهام و ( 6 ) آفريده . مىگويند ما روزه مىداريم ، روزهء ما پذرفته ( 7 ) نمىشود و نماز مىكنيم و نماز ما مقبول نمىشود ، و صدقه مىدهيم صدقهء ما نماز و زكا ( 8 ) نمىپذيرد ( 9 ) . دعا مىكنيم بمانند نالهء مرغان و مىگوييم ( 10 ) به آواز ، به آواز بهايم و از ( 11 ) ما مسموع نيست و دعاى ما اجابت نمىكنند ( 12 ) بترس ( 13 ) از اينان تا چه منع است از اجابت دعاى ايشان ؟
نه من اسمع السّامعينام و ابصر النّاظرين و اقرب المجيبين و ارحم الرّاحمين ( 14 ) ، ! [ 120 - ر ] براى آن است كه خزانهء ( 15 ) من كم شده است تا دستهاى من از خير بسته
هامش
( 1 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : آمد شد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : دو چوب خشك بگير .
( 3 ) . آط ، آب ، آز ، آج : گشت .
( 4 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : ندارد ، همهء نسخه بدلها ميان ايشان .
( 5 ) . مل : آگاه كنم .
( 6 ) . آب ، آز من ، آج ، لب من تو را .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : پذيرفته .
( 8 ) . قم : زكا و نما ، آط ، آب ، آز ، آج ، لب : زكات .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها بجز مل و .
( 10 ) . قم ، آب ، مل ، آز : مىگرييم .
( 11 ) . قم ، آب ، مل ، آز : آواز ما ، آط : آوازمان .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : كند ، مل : اجابت نيست .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : بپرس .
( 14 ) . آب ، آز اين نه .
( 15 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : خزينه .