تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
- جلّ جلاله ( 1 ) - به حق و درستى و راستى ( 2 ) ، * ( لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا ) * ، تا مؤمنان را لطف ( 3 ) و توفيق بر جاى بدارد . * ( وَهُدىً وَبُشْرى ) * ( 4 ) ، و تا هدايت و لطف باشد و بشارت و مژدگان ( 5 ) مسلمانان را ، يعنى اين قرآن . و موضع « هدى » و « بشرى » نصب باشد ، على انّه مفعول له . و روا باشد ( 6 ) كه دو مصدر ( 7 ) باشد در جاى حال ، اى هاديا و مبشّرا . آنگه رسول را - عليه السّلام - تسليت كرد و دلخوشى ( 8 ) داد و گفت : ما مىدانيم ، * ( وَلَقَدْ نَعْلَمُ ) * ، بر ما پوشيده نيست كه ايشان مىگويند كه تو را كه محمّدى اين قرآن آدميى مىآموزد ( 9 ) . علما در اين بشر خلاف كردند : عبد اللَّه عبّاس گفت ، مردى بود آهنگر در مكّه نام ( 10 ) او بلعام ترسا بود و اعجمى زبان بود ، رسول - عليه السّلام - او را دعوت مىكرد و چيزى مىآموخت ، وقتها بنزديك او شدى . مشركان مكّه گفتند : اين قرآن محمّد را بلعام مىآموزد . خداى تعالى اين آيت فرستاد ( 11 ) . و عكرمه و قتاده گفتند : غلامى بود وليد مغيره را ، نام او بغنس ( 12 ) و چيزى دانستى خواندن . رسول - عليه السّلام - او را قرآن مىآموخت . مشركان گفتند : محمّد را اين قرآن آن غلام ( 13 ) مىآموزد . فرّاء گفت : غلامى بود حويطب بن عبد العزّى را ، نام او عايش و اعجمى بود ( 14 ) و مسلمان شد و نيك مسلمانى بود . بنزديك رسول - عليه السّلام - بسيار آمدى و از او قرآن آموختى ( 15 ) . قريش گفتند : محمّد اين قرآن از او مىآموزد . خداى تعالى اين آيت فرستاد . محمّد بن اسحاق گفت : غلامى بود نصرانى رومى ( 16 ) ، بندهء مردى ( 17 ) حضرمى .
هامش
( 1 ) . آط ، آب ، آز ، آج : عزّ و جلّ . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : و راستى و درستى . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : به لطف . ( 4 ) . اساس : بشرا ، با توجه به ضبط قرآن مجيد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : مژدگانى . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : بود . ( 7 ) . اساس : در مصدر ، به قياس نسخهء قم ، تصحيح شد . ( 8 ) . آط ، آج ، لب : دلخشوى . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها تو را . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : به نام . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم ، اين جملهء اخير را ندارند . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : نفيس . ( 13 ) . قم : غلامى . ( 14 ) . قم : شد . ( 15 ) . آز : آموخوتى . ( 16 ) . قم : رومى نصرانى . ( 17 ) . آط : ندارد .