جوانى از در سراى در آمد ، چاكر بعضى مطبخيان او ، و جامهء شوخگن پوشيده و چيزى از آلت مطبخ به دست گرفته و بگذشت ( 1 ) . جبريل - عليه السّلام - گفت : يا يوسف ! اين برنا را شناسى ؟ گفت : نه . گفت : اين آن كودك است كه براى تو در گاهواره گواى داد ( 2 ) . يوسف - عليه السّلام - گفت : چون چنين است او را حقّى بر ما ( 3 ) ثابت شده است ( 4 ) . بفرمود تا او را بياوردند و آن جامه از او بركندند ( 5 ) و خلعتى گران مايه در او پوشانيد ( 6 ) و او را وزارت خود داد .
اين جا اشارتى است و در آن اشارت تو را بشارتى است ( 7 ) ، و آن آن است كه : اگر كودكى نا بالغ نه به اختيار ( 8 ) گواهى داد ( 9 ) به حق ، درجهء وزارت يافت ، اى موحّدى كه هفتاد سال است كه بر توحيد و عدل بارى و تنزيه او از قبايح گواى ( 10 ) مىدهى [ 13 - پ ] عجب باشد كه در بهشت درجهء امارت و ولايت يا بى ؟
اشارتى ديگر : اگر كودكى گواى ( 11 ) داد تنها بر براءت ساحت يوسف ، وزارت يافت ، چه عجب كه آن كس كه با خداى گواى ( 12 ) دهد بر نبوّت رسول - عليه السّلام - فى قوله : قُلْ كَفى بِاللَّه شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَه عِلْمُ الْكِتابِ ( 13 ) ، اگر استحقاق وزارت و خلافت ( 14 ) يابد ! اشارت اخرى ( 15 ) : آن كه بر عصمت يوسف گواى ( 16 ) داد وزارت يوسف يافت اگر آن كس كه بر توحيد و عدل خداى - عزّ و جل - گواى ( 17 ) دهد ، فى قوله : شَهِدَ اللَّه - إلى قوله : وَأُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ ( 18 ) . . . ، و از جملهء اولوا العلم باشد بل سر ايشان و مقدّم
هامش
( 1 ) . بم : بگزشت .
( 2 ) . آو ، بم ، آب ، آز : اين است كه از براى تو در گهواره گواهى داد ، آج ، لب : اين است كه از براى تو گوايى داد در گهواره .
( 3 ) . قم : بر ما حقى .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : شده باشد .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : بجز قم : بركشيدند .
( 6 ) . همه نسخه بدلها : پوشانيدند .
( 7 ) . قم : ندارد ، ديگر نسخه بدلها : اشارت بشارتى .
( 8 ) . قم خود .
( 9 ) . آب ، آز : گواهى .
( 11 - 10 ) . قم ، آز ، آب : گواهى .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها : گواهى .
( 13 ) . سورهء رعد ( 13 ) آيهء 43 .
( 14 ) . آج ، لب : يا به دو خلافت ، آب ، آز چه عجب باشد .
( 15 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : دگر .
( 17 - 16 ) . همه نسخه بدلها : گواهى .
( 18 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 18 .