تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
قوله : * ( وَلَقَدْ هَمَّتْ بِه وَهَمَّ بِها ) * - الآية ، آنگه خداى تعالى حكايت كرد فعل ايشان را كه زليخا به يوسف همّت كرد و يوسف نيز همّت كرد به زليخا ، أمّا أصحاب حديث [ 11 - ر ] و حشويان گفتند : شيطان بيامد و يك دست بر پهلوى اين نهاد و يك دست بر پهلوى آن دگر ، و ايشان را جمع كرد در يك خانه ، و چون ايشان با يك ديگر حاضر آمدند ، زليخا چندانى مراودت و مخادعت كرد و تضرّع و لابه كه يوسف را نرم كرد و يوسف اجابت كرد او را و عزم كرد بر معصيت . و همّت هر دو را بر يك وجه تفسير كردند و آن عزم است . گفتند : هر دو بر معصيت عزم درست كردند و يوسف - عليه السّلام - جلس منها مجلس الخائن ، أو از زليخا ( 1 ) آن جا بنشست كه جاى خيانت كنندگان و جاى زانيان باشد و كار ميان ايشان تا حلّ ( 2 ) سراويل برسيد ( 3 ) و چون يوسف عزم درست كرد بر معصيت و خواست تا ( 4 ) با او خلوت كند ، خداى تعالى برهانى به او نمود ، و آن برهان را - على قولهم الفاسد - به چند وجه تفسير كردند ( 5 ) : يكى آن كه جبريل بانگ بر او زد و او را بترسانيد و منع كرد ، و قولى دگر ( 6 ) گفتند : فريشته‌اى بانگ بر او زد و گفت : نام تو در آسمان از جملهء صدّيقان است و پيغامبران و جاى تو در زمين جاى خيانت ( 7 ) كنندگان است . و قولى دگر ( 8 ) به روايتى دگر كه دريچه‌اى پيدا شد و صورت يعقوب پديد آمد از او ( 9 ) انگشت مىكشت ( 10 ) بر او بر وجه تهديد . و به روايتى دگر ( 11 ) آن كه : فريشته‌اى بر صورت يعقوب از پس پشت او در آمد و لگدى بر پشت او زد چنان كه آب پشت او به پيشانى ( 12 ) بيرون آمد و از اين ترّهات و محالات ، آنچه عقل و شرع و قرآن و اخبار ، پيغامبران خداى ( 13 ) را از آن منزّه كرده است ، و اين هيچ بنزديك ما روا نيست بر پيغامبران - عليهم السّلام - از آن جا كه
هامش
( 1 ) . آو ، آب ، آز : او با زليخا . ( 2 ) . قم ، بم : خدّ . ( 3 ) . بم : برسد . ( 4 ) . بم : كه . ( 5 ) . قم ، آو ، بم ، آب ، آز : كردند . ( 11 - 6 ) . آو ، بم ، آب ، آج : قولى ديگر ، آز ، لب : قول ديگر . ( 7 ) . بم : خيانت . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : ديگر . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : بر او . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : مىگزيد . ( 12 ) . آز : شتابى ، آج : بتأنّى . ( 13 ) . آب ، آز تعالى .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 47 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي