هم ابىّ روايت كرد كه رسول - عليه السّلام - گفت : به آن خداى كه جان من به امر اوست كه خداى تعالى در توريت و انجيل و زبور و قرآن هيچ سورت [ 81 - ر ] از اين فاضلتر و بزرگوارتر انزله نكرد كه تو بر خواندى ، و من فاتحة الكتاب بر رسول خوانده بودم .
آنگه گفت : انها السبع المثانى و القرآن العظيم الذى اعطيت ، اين سبع مثانى است و قرآن عظيم آن كه مرا دادند ، و اخبار در اين معنى بسيار است ، و اگر اين سورت را هيچ فضل نبودى جز آن كه خداى تعالى اين را در يك حيّز نهاد و همه قرآن را در يك حيّز ، گفت : * ( وَلَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ ) * ، كفايت بودى .
و عبادهء صامت روايت كرد از رسول - عليه السّلام - كه او گفت : فاتحة الكتاب عوض است از همه قرآن ، و هيچ سورت از او عوض نيست ، از اين جاست كه اگر مثلا همه قرآن در يك ركعت نماز بخواند ( 1 ) بى فاتحه ، آن ركعت درست نباشد ، و اگر فاتحه بخواند تنها و هيچ دگر نخواند نماز درست باشد ،
لقوله - عليه السّلام : لا صلاة الَّا بفاتحة الكتاب .
و بعضى دگر گفتند : اين سورت را براى آن « مثانى » خواند ( 2 ) كه بخشيده است ميان خداى تعالى و بنده به دو قسمت در آن خبر كه روايت كردند كه ، خداى تعالى گفت :
قسمت الصّلاة بينى و بين عبدى نصفين ، فنصفها لى و نصفها لعبدى .
چون بنده گويد : بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، خداى تعالى گويد :
مجّدنى عبدى .
چون گويد : الْحَمْدُ لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ ( 3 ) ، خداى گويد :
حمدنى عبدى
، بندهء من شكر من گفت .
چون گويد : الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ( 4 ) ، خداى تعالى گويد :
اثنى علىّ عبدى
، بنده من بر من ثنا گفت .
چون گويد : مالِكِ ( 5 ) يَوْمِ الدِّينِ ( 6 ) ، گويد :
مجدّنى عبدى
، بنده من مجد من گفت .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : بخوانند .
( 2 ) . قم : خوانند .
( 3 ) . سورهء فاتحه ( 1 ) آيهء 1 .
( 4 ) . سورهء فاتحه ( 1 ) آيهء 2 .
( 5 ) . اساس : ملك .
( 6 ) . سورهء فاتحه ( 1 ) آيهء 3 .