و گفتند : قرآن را براى آن مثانى خواند كه احكام و قصص در او مثنّى است ، و بر اين قول مراد به سبع مثانى هفت سبع قرآن باشد . آنگه در كلام محذوفى باشد و هو :
و هى القرآن العظيم . و بعضى اهل معانى گفتند : بر اين قول « واو » مقحم ( 1 ) است ، و التّقدير : و لقد آتيناك سبعا من المثانى القرآن العظيم ، على البدل بدل الكلّ من الكلّ . و بعضى دگر گفتند : عطفه على نفسه لاختلاف اللَّفظين ، كما قال :
و هند اتى من دونها النأى و البعد
و كما قال آخر :
الى الملك القرم و ابن الهمام
و ليث الكتيبة فى المزدحم
و بعضى دگر گفتند : مراد به سبع مثانى هفت معنى ( 2 ) است كه قرآن بر آن مشتمل است از : امر و نهى و بشارت و انذار و مثل و قصص و تذكير النّعم .
قوله : * ( لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ ) * ، حق تعالى بر سبيل دلخوشى و تسليت رسول گفت : يا محمّد : خطاب با او - و مراد او و امّت - گفت : چشم كوتاه دار ، چشم مكش به آنچه ( 3 ) ما اين كافران را به آن ممتّع كردهايم . * ( أَزْواجاً مِنْهُمْ ) * ، اى اصنافا من الكفّار . و مراد به « زوج » صنف و نوع است اين جا ، كقوله تعالى : سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الأَزْواجَ كُلَّها ( 4 ) .
انس مالك روايت كرد كه يك روز در ايّام ربيع گلَّهاى شتر ( 5 ) به رسول - عليه السّلام - بگذشت سخت نكو ، بغايت حسن . رسول - عليه السّلام - دست بر چشم نهاد و گفت : خداى تعالى مرا چنين فرمود و اين آيت بخواند . * ( وَلا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ ) * ، و اندوه مدار بر ايشان . در معنى او دو قول گفتند : يكى آن كه اندوه مدار بر نعمتى كه ايشان را دادم و تو را ندادم ، و قول دگر آن كه اندوه مدار بر ايشان كه مآل ايشان با چه خواهد بودن . * ( وَاخْفِضْ جَناحَكَ ) * ، و نرم دار بالت ، يعنى جانب با ايشان نرم دار و به رفق و مدارا با ايشان زندگانى كن ، با آنان كه پسر و تواند از مؤمنان .
* ( وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ ) * ، و بگو اى محمّد كه : منم آن ترسانندهء بيان كننده .
هامش
( 1 ) . مل : معجم .
( 2 ) . آب آن .
( 3 ) . آو ، آب ، آز : با آنچه .
( 4 ) . سورهء يس ( 36 ) آيهء 36 .
( 5 ) . قم ، آو ، آب ، آز ، آج ، لب ، مش : اشتر .