جماعتى را كه دانست كه مكر او و كيد او برايشان كار نكند .
گفت : مگر بندگان مخلص تو ، و آن معصومانند كه هر كس كه جز معصوم باشد كيد ابليس بر او كار كند . مدنيان و كوفيان و شاميان خواندند به فتح « لام » بر آن كه مفعول باشد ، يعنى آنان را كه تو ايشان را برگزيده ( 1 ) و خالص كردهاى به توفيق ( 2 ) و هدايت ، و نگاه داشتهاى به لطف و عصمت ، و مكّيان و بصريان به كسر « لام » خواندند ، على انّهم فاعلون ، يعنى بندگانى كه عبادت خالص بكردهاند تو را .
خداى تعالى گفت ابليس را : * ( هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ) * ، يعقوب خواند در عشر ، و در شاذّ ابن سيرين و قيس بن ( 3 ) عباد و حميد خواندند : صراط علىّ به تنوين ، بر آن كه « علىّ » صفت « صراط » باشد ، اى رفيع ، كقوله : وَرَفَعْناه مَكاناً عَلِيًّا ( 4 ) ، و عامّهء قرّاء خواندند : علىّ مستقيم ، بر آن كه « على » حرف جر باشد ، دخل على ضمير المتكلَّم عن نفسه .
آنگه در معنى او دو قول گفتند : يكى آن كه معنى او تهديد و وعيد است ، كقول القايل لمن يهدده : طريقك علىّ ، ره تو بر من است و گذر ( 5 ) تو بر من است و من بر ره توام و تو را از من گزير نيست ، كقوله تعالى : إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ ( 6 ) ، و قولى ديگر آن است كه : هذا صراط علىّ ، اى علىّ بيانه و ايضاحه ، اين راهى است كه بيان آن و حجّت آن بر من است كه روشن كنم تا مكلَّفان در آن راه ( 7 ) گمراه نشوند .
آنگه گفت : * ( إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ ) * ، بندگان من تو را برايشان دستى و فرمانى نباشد و قوّتى ، چه ايشان به عصمت من معصوم باشند . و بعضى دگر گفتند : مراد آن است كه تو را بر بندگان من سبيلى نباشد جز وسواسى ، امّا به قهر و غلبه بايشان چيز ( 8 ) نتوانى ( 9 ) كردن . بعضى دگر گفتند : تو را بر دل ايشان راهى نيست .
سفيان عيينه گفت : معنى آن است كه تو بندگان مرا در گناهى نيفگنى ( 10 ) كه عفو من
هامش
( 1 ) . قم ، مل : ايشان را گزيده .
( 2 ) . آو ، آب ، آج ، مش : و توفيق .
( 3 ) . قم : لقه بن .
( 4 ) . سورهء مريم ( 19 ) آيهء 57 .
( 5 ) . آو ، گزر .
( 6 ) . سورهء فجر ( 89 ) آيهء 14 .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : ندارد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : با ايشان چيزى .
( 9 ) . مل : نتوانيد .
( 10 ) . آو ، آب ، آل ، آج ، لب ، مش : نه افگنى .