* ( إِلَّا إِبْلِيسَ ) * ، همه سجده كردند مگر ابليس كه ابا كرد و امتناع از آن كه سجده كند ، و كلام در آن كه ابليس از جملهء فريشتگان بود يا نه به استقصا برفته است و نيز اين قصّه بتمامى در سورهء البقر [ ة ] ، امّا اجماع است بر آن كه مأمور بود به سجود آدم .
آنان كه گفتند از فريشتگان بود ، گفتند : استثناء متّصل است و آنان كه گفتند نبود ، گفتند : استثناء منقطع است .
* ( قالَ يا إِبْلِيسُ ) * ، خداى تعالى ( 1 ) گفت : اى ابليس چيست تو را كه با ( 2 ) ساجدان سجده نكردى آدم را ؟
جواب داد كه : * ( لَمْ أَكُنْ لأَسْجُدَ ) * ، من سجده نكنم خلقى را كه تو او را از گلى خشك آفريدهاى ( 3 ) ، از خرى ( 4 ) سالخورده ( 5 ) ، يا ( 6 ) بر آن اقوال كه برفت .
حق تعالى گفت او را : * ( فَاخْرُجْ مِنْها ) * ، برون رو از بهشت ، و گفتند : از آسمان .
* ( فَإِنَّكَ رَجِيمٌ ) * ، كه تو رانده و ملعون و مطرودى . و لعنت بر تو است تا به روز جزا ، يعنى روز قيامت .
ابليس گفت : * ( رَبِّ فَأَنْظِرْنِي ) * ، بار خدايا اكنون كه مرا براندى و لعنت كردى ، مرا مهلت ده و تأخير كن تا به روز قيامت .
حق تعالى گفت : * ( فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ ) * ، تو از جملهء مهلت دادگانى تا به روز وقت معلوم ( 7 ) . بعضى گفتند : مراد روز قيامت است بر حسب سؤال ( 8 ) ، و بعضى گفتند :
مراد نفخ اوّل است ، چه به نفخ اوّل تكليف زايل شود و به دوم خلقان همه هلاك شوند ، و به سهام ( 9 ) بعث باشد ايشان را . و ابليس را ، من بين الخلائق ، تنها به اجماع تا آنگه ابقا نكند خداى تعالى . و بعضى دگر گفتند : اين وقتى است كه خداى را معلوم است ما را ( 10 ) معلوم نيست . و حق تعالى اين را بيانى نفرمود و ما روا داريم ( 11 ) كه آن وقت
هامش
( 1 ) . قم ، آو ، آب ، مل ، آز ، مش او را .
( 2 ) . قم ، آو ، آب ، آج ، لب ، آز ، آل ، مش اين .
( 3 ) . مل : آفريدى .
( 4 ) . آو ، آب ، آز ، مش : لوشى .
( 5 ) . مل : سياه سالخورده .
( 6 ) . قم : ندارد ، مل : تا .
( 7 ) . آل ، مل : به روز قيامت .
( 8 ) . قم ، آو ، آز ، آج ، لب ، مش او .
( 9 ) . قم ، آل ، آج ، سوم ، مل ، لب ، سيوم ، مش : سيم .
( 10 ) . مل او .
( 11 ) . آب : دارم .