عبّاس : ابليس از جملهء حيّى است از احياى فريشتگان كه ايشان را جانّ خوانند و براى آن او را جانّ خواند ( 1 ) كه از چشم ما پوشيده است ، من ، جنّه اذا ستره .
ابو اسحاق گفت : در نزديك عمر [ و ] بن ( 2 ) الاصمّ شدم ، گفت : تو را حديثى گويم ؟ گفتم : بگو . گفت : از عبد اللَّه مسعود شنيدم كه او گفت : اين باد سموم كه مىبينى جزوى است از هفتاد جزء آن سموم كه خداى تعالى گفت * ( وَالْجَانَّ خَلَقْناه مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ ) * .
* ( وَإِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ ) * ، [ 76 - پ ] عامل در ظرف مضمر است ، يعنى و اذكر ، ياد كن اى محمّد چون گفت خداى تو فريشتگان را : * ( إِنِّي خالِقٌ بَشَراً ) * ، من بخواهم آفريدن خلقى را ، حيّى از صلصال و حمأ مسنون ، بر آن تفسير كه گفتيم .
* ( فَإِذا سَوَّيْتُه ) * ، چون راست بيافرينم ( 3 ) او را و تمام كنم خلق او ، و منه خلق سوىّ ، اى تامّ . * ( وَنَفَخْتُ فِيه مِنْ رُوحِي ) * ، و روح خود در او دمم ، و اضافت « روح » با او اضافة الفعل الى فاعله باشد ، چه او مختصّ است به قدرت بر آن . * ( فَقَعُوا لَه ساجِدِينَ ) * ، به روى در آيى پيش او به سجده ، امر ، من وقع يقع وقوعا ، و نصب « ساجدين » بر حال باشد ( 4 ) . و سجود فريشتگان آدم را سجود اكرام و اجلال بود نه سجود عبادت .
* ( فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ) * ، فريشتگان جمله به يك بار پيش آدم به سجده در آمدند ( 5 ) ، و قوله : « كلَّهم » تأكيد است « ملائكة » را و « اجمعون » همچونين ( 6 ) تأكيد تأكيد است ( 7 ) . و فرق ميان « كلّ » و « اجمعون » آن است كه كلّ يك بار تأكيد باشد و يك بار نباشد ، و « اجمعون » هرگز نبود كه نه تأكيد بود . يقال : جاءنى كلّ القوم و جاءنى القوم كلَّهم ، و لا يقال : جاءنى اجمعون ، و لا رأيت اجمعين ، حتّى يكون تأكيدا تابعا لما قبله .
هامش
( 1 ) . آب ، آز ، مش : خوانند .
( 2 ) . با توجّه به اتّفاق نسخه بدلها و پارهاى منابع تفسيرى تصحيح شد .
( 3 ) . آب ، آز ، بيافريدم .
( 4 ) . قم : است .
( 5 ) . قم : سجود كردند ، ديگر نسخه بدلها : به سجود در آمدند .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : همچنين .
( 7 ) . قم : اين جمله را ندارد ، مل : همچنين تأكيد است .