اى ، و ارسلنا الرّياح ذوات القاح ( 1 ) . قتاده و ابراهيم و ضحّاك گفتند : يعنى باد آب در ابر نهد ، و اين بر آن قول باشد كه لاقح به معنى ملقح بود ، چنين كه گفتيم .
و عبد اللَّه مسعود گفت : باد هم لاقح باشد و هم ملقح ، لاقح بود چون آب بردارد ، [ 75 - پ ] ملقح بود چون القا كند ( 2 ) برابر . * ( فَأَنْزَلْنا ) * ( 3 ) * ( مِنَ السَّماءِ ماءً ) * ، و فرو فرستاديم از آسمان آبى ، يعنى باران . * ( فَأَسْقَيْناكُمُوه ) * ، و آن را به سقى و شرب ( 4 ) و خورهء ( 5 ) زمين و كشت شما كرديم ، يقال : سقيته لما ( 6 ) يشربه بفيه ، چون به دست بدهى تا به دهن باز خورد « سقيت » گويى ، و چون بدهى تا بكشت دهد ، « اسقيته » گويى . و گفتند :
هر دو يكى ( 7 ) معنى دارد ، چنان كه سرى و اسرى . قال الشّاعر :
سقى قومى بنى مجد ، و اسقى
نميرا و القبائل من هلال
و روا بود كه مراد آن است كه مكّنّاكم ، ما تمكين كرديم شما را از خوردن ، پس اسقا به معنى تمكين باشد از خوردن و دادن . * ( وَما أَنْتُمْ لَه بِخازِنِينَ ، ) * و شما آن را نگاه نتوانى داشتن ، چه در مقدور شما اين نباشد ، و سفيان گفت : يعنى منع نتوانى كردن آن را .
* ( وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ ) * ، و ما زنده كنيم مردگان را و مرده كنيم زندگان را ، و مرگ و زندگانى به امر ماست ، و چون خلايق عالم را بميرانيده باشيم ، ميراث ايشان برداريم و آنچه ايشان دارند از اموال و املاك به ما بماند ، ما به منزلت وارث باشيم آن را * ( وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ ) * ، و ما دانيم از شما ( 8 ) هم متقدّمان را و هم متأخّران را .
عبد اللَّه عبّاس گفت : [ مراد به متقدّمان مردگانند و به مستأخران زندگانند .
هامش
( 1 ) . قم : لقاح .
( 2 ) . اساس : بود ، با توجه به اجماع نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 3 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : و انزلنا ، با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد .
( 4 ) . آو ، آب ، آز ، مش : غرب .
( 5 ) . كذا در اساس با همين اعراب ، قم : خوردهء ، آو ، آب ، آز ، آج ، آل ، مش : خورد .
( 6 ) . آو ، آب ، آز ، آل ، آج ، لب : اى ، مش : آن .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : يك .
( 8 ) . آب : شمان .