است . * ( وَزَيَّنَّاها لِلنَّاظِرِينَ ) * ، و ما بياراستيم آسمان را به اين ستارگان ، براى آنان كه نظر كنند و تأمّل كنند در آن .
* ( وَحَفِظْناها ) * ، و ما نگاه داشتيم آن را از هر شيطانى و ديوى ملعون مطرود .
* ( إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ ) * ، الَّا آن كس از شياطين كه او سمع دزدد كه از پس او [ 74 - پ ] برود ستارهاى روشن . و استثنا منقطع است اين جا ، به معنى « لكن » ، براى آن كه حكم مستثنى به خلاف مستثنى منه است . و روا بود كه استثنا متّصل بود براى آن كه از ايشان نيز محفوظ باشد و اگر چه به شهاب ممنوع باشند .
عبد اللَّه عبّاس گفت : شياطين از آسمان محجوب نبودند بر آسمان شدندى و خبر آسمان به زمين آوردندى و القا كردندى به كهنه .
چون عيسى - عليه السّلام - از مادر بزاد ايشان را از سه آسمان منع كردند . چون رسول ما - عليه السّلام - به رسالت بيامد ، ايشان را از همه آسمانها منع كردند ، هيچ كس از ايشان نبود كه خواست تا خبرى از اخبار آسمان دزديده بشنود الَّا و ستارهاى كه آن را شهاب مىخوانند ، چون آتشى در آسمان كشيده شود و او را بسوزد .
چون اين حال پديد آمد شياطين بر ابليس آمدند و اين حال با او ( 1 ) بگفتند . او گفت : در زمين حادثهاى پديد آمده است . در زمين بگرديدند چون به مكّه رسيدند رسول را ديدند كه قرآن مىخواند . بعضى دگر گفتند كه : اين شهاب ايشان را بنسوزد چنان كه بكشد ، بل عضوى از اعضاى ايشان تباه كند و بهرى را مخبّل ( 2 ) گرداند تا ( 3 ) غول بيابانى شود كه مردم را در بيابان گمراه كند .
يعقوب بن عتبة بن المغيرة بن الاخنس بن شريق ( 4 ) گفت : اوّل كسى كه از اين قذف ( 5 ) نجوم بترسيد ( 6 ) قبيلهء ثقيف ( 7 ) بود ، بنزديك عمرو بن اميّه آمدند - و او مردى بود از بنى علاج و داهى و زيرك بود - او ر ( 8 ) گفتند كه اين حادثه كه در آسمان پديد آمده
هامش
( 1 ) . بم ، به او .
( 2 ) . قم ، آو ، بم ، آب ، مش ، مختل ، آل ، آج : مخيّل .
( 3 ) . آو ، بم ، آب ، آج ، مل ، آز : با .
( 4 ) . قم : يعقوب عتبة بن المغيرة بن الاخفش بن شريق ، آو ، بم ، آب ، آج ، آز ، آل ، مش : يعقوب بن عتبه بن اخنس ابن شريف .
( 5 ) . بم : ندارد .
( 6 ) . قم : پرسيد ، مل : پرسيد ، ديگر نسخه بدلها : بپرسيدند .
( 7 ) . آز ، سقيف .
( 8 ) . اور / او را ، همهء نسخه بدلها : او را .