عادت ، هم ايمان نيارند .
بل گويند : * ( إِنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا ) * ، ابو عبيد ( 1 ) گفت : معنى « سكّرت » غشّيت باشد ، چشم ما را پوششى بر نهادهاند ، و اين آن است كه در عبارت ما گويند : چشم افسا مىكند ( 2 ) فلان ، يعنى چشم ما را به جادوى چيزى بكرد كه ما مرئيّات ، على حقائقها ، ادراك نمىتوانيم كردن ( 3 ) ، و اين اصلى ندارد ، اين حديث عوام است و در اين آيت حكايت كافران است .
عبد اللَّه عبّاس گفت : سكّرت ابصارنا اى سدّت ، چشمهاى ما ببستهاند ، من السّكر ، و هو سدّ البثق ( 4 ) ، و السّكر ، خلاف البثق ( 5 ) . و حسن گفت : سحّرت ، ما را مسحور كردهاند و با ما جادوى كردهاند . قتاده گفت : اخذت ، چشمهاى ما فرو گرفتهاند . و ابن كثير تنها خواند : سكرت ، به تخفيف « كاف » ، من السّكر الَّذى هو السّدّ ، و هو سكر النّهر . و السكر ، الفعل بمعنى المفعول ، بند ( 6 ) بسته را سكر خوانند و سكر ، به فتح « سين » [ مصدر ] ( 7 ) باشد ، كالقبض و القبض ، و النّفض و النّفض ( 8 ) .
و بعضى مفسّران ( 9 ) گفتند : معنى آيت آن است كه اگر در آسمان برگشاييم بر آنان ( 10 ) كه گفتند : * ( لَوْ ما تَأْتِينا بِالْمَلائِكَةِ ) * ( 11 ) * ( . . . ) * و همه روز فريشتگان بر آسمان مىشوند ، ايشان هم ايمان نيارند . و قوله : * ( فَظَلُّوا فِيه يَعْرُجُونَ ) * نسبت اين فعل با فريشتگان كردند ، اين قول عبد اللَّه عبّاس است و بيشتر مفسّران . * ( بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ ) * ، بل ما مردمانىايم با ما سحر كرده ، و اين محمّد بر ما سحر و جادوى كرده است .
* ( وَلَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً ) * ، حق تعالى در اين آيت دلايل و آيات و آثار بيان كرد كه به آن استدلال كنند بر خداى تعالى ، گفت : ما كرديم در آسمان برجها و منازل كواكب ، و آن دوازده برج است كه منازل كواكب سيّاره است ، و آن : حمل و ثور و جوزا و سرطان و اسد و سنبله و ميزان و عقرب و قوس و جدى و [ دلو ] ( 12 ) و حوت
هامش
( 1 ) . كذا در اساس و قم و مل ، ديگر نسخه بدلها : ابو عبيده .
( 2 ) . آو ، بم ، آز ، آل : مىكنند .
( 5 - 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : كرد .
( 4 ) . آو ، آب ، آز ، الثيف ، آل ، آج ، الثيق .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و قم : بند بر بسته .
( 7 ) . اساس ندارد ، با توجه به اتّفاق نسخه بدلها افزوده شد .
( 8 ) . قم : النّفض ( معا ) ، بم ، آب ، آج ، آل : و النّقض و النّقض .
( 9 ) . بم : مفسرا / مفسّران .
( 10 ) . بم ، آب ، آز : آنا / آنان .
( 11 ) . سورهء حجر ( 15 ) آيهء 7 .
( 12 ) . اساس : ندارد ، از قم افزوده شد .