كه « ما » به جاى « لا » به « لو » پيوندد ، يعنى اگر راست مىگويى در اين دعوى نبوّت ، چرا فريشتگان را به ما نيازى ؟
حق تعالى جواب داد و گفت : * ( ما نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلَّا بِالْحَقِّ ) * ، حمزه و كسائى و حفص عن عاصم خواندند به « نون » ، خبرا عن اللَّه تعالى ، على سبيل التّعظيم ، و باقى قرّاء به « تا » خواندند : ما تنزّل ، على وزن تفعّل ، و التّقدير : تتنزّل ، و ملائكه مرفوع خواندند به اسناد اين فعل با او . و أبو بكر عن عاصم خواند : ما تنزّل الملائكة ، به ضمّ « تا » و فتح « نون » ، على ما لم يسمّ فاعله ، و رفع الملائكة ، باسناد [ 73 - پ ] الفعل المجهول اليه . حجّت حمزه و كسائى ، قوله : * ( إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ ) * ( 1 ) * ( . . . ) * ، و قوله : وَلَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ . . . ( 2 ) ، و حجّت آن كس كه او خواند : تنزّل ، قوله تعالى : تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيها ( 3 ) . . . ، و حجّت آن كس كه بر فعل مجهول خواند ، قوله تعالى : وَنُزِّلَ الْمَلائِكَةُ تَنْزِيلًا ( 4 ) .
قوله : * ( إِلَّا بِالْحَقِّ ) * ، ما فريشتگان را فرو نفرستيم مگر به حق و راستى .
در اين حق خلاف كردند ( 5 ) ، بعضى گفتند : مراد « حق » است كه خلاف « باطل » باشد ، يعنى براى حكمت ( 6 ) و مصلحتى كه ما دانيم ، نه براى اقتراح محال ايشان . و بعضى گفتند : مراد به اين حق مرگ است ، يعنى ما فريشتگان را براى جان ستدن ( 7 ) ايشان فرستيم . حسن و مجاهد گفتند : مراد عذاب استيصال است ، چنان كه در عهد پيغامبران متقدّم بود . * ( وَما كانُوا إِذاً مُنْظَرِينَ ) * ، آنگه ايشان را مهلت و تأخير نباشد براى آن كه چون فريشتگان را معاينه بينند ملجا شوند و چون ملجا شوند تكليف از ايشان زايل شود وقت هلاكشان باشد ايشان را هيچ مهلت نبود . و « اذا » اين جا ملغاست عمل نيست او را ، براى آن كه ميان اسم و خبر « كان » افتاده است ، و ممكن است كه « انظار » كه به معنى امهال است از روى اشتقاق افعال بود از « نظر » كه انتظار باشد ، اى جعله منتظرا لذلك الاجل المؤخّر . و روا بود كه مشتق بود
هامش
( 1 ) . سورهء حجر ( 15 ) آيهء 9 .
( 2 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 111 .
( 3 ) . سورهء قدر ( 97 ) آيهء 4 .
( 4 ) . سورهء فرقان ( 25 ) آيهء 25 .
( 5 ) . آج ، لب : اختلاف كردند .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : حكمتى .
( 7 ) . مل : ستاندن .