تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
علمى ( 1 ) جاى نمىگيرد . سعيد جبير گفت : دلهاى ايشان مضطرب ( 2 ) است ، آن را قرارى نيست در سينهء ايشان از خوف و فزع ، و اين همه وصف روز قيامت است به شدّت و صعوبت و هولناكى . * ( وَأَنْذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذابُ ) * ، و بترسان مردمان را اى محمد از روزى كه عذاب با ايشان آيد . و نصب « يوم » ، بر مفعول دوم « انذر » است نه بر ظرف . قتاده گفت ، معنى قوله : * ( وَأَفْئِدَتُهُمْ هَواءٌ ) * ، گفت : دلهاى ايشان به حلق رسيده است ( 3 ) ، كقوله تعالى : وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ ( 4 ) . . . ، و اصل كلمت از هواست كه جوّ باشد ، قال حسّان :
الا ابلغ ابا سفيان عنّي فانت مجوّف نخب هواء
و قال زهير :
كأنّ الرّحل ( 5 ) منها فوق صعل من الظَّلمان ( 6 ) جؤجؤه هواء ( 7 )
گفته‌اند : شتر مرغ را دل نباشد ، و قال آخر :
و لا تك من اخدان كلّ يراعة هواء كسقب النّاب ( 8 ) جوفا مكاسر ( 9 )
* ( فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُوا ) * ، گويند ظالمان و كافران : * ( رَبَّنا أَخِّرْنا إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ ، ) * بار خدايا ! ما را باز پس دار تا به وقتى نزديك . معنى آن است كه ما را با دنيا بر و در دنيا ما را مهلتى ده . * ( نُجِبْ دَعْوَتَكَ ) * ، تا ما اجابت دعوت تو كنيم و متابعت پيغامبران كنيم ( 10 ) ، و جزم اين فعلها بر جواب امر است ، ايشان را بر سبيل تقريع و ملامت گويند : نه سوگند خورده بودى پيش از اين كه ما را از والى ( 11 ) نخواهد بودن از دنيا و انتقالى با سراى آخرت ؟ و آيت دليل است بر آن كه اهل آخرت مكلَّف نباشند ، چه اگر مكلَّف
هامش
( 1 ) . بم ، آز ، آل ، آج : علمى و چيزى . ( 2 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، مش : سطبر . ( 3 ) . قم : رسيده باشد . ( 4 ) . سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 10 . ( 5 ) . آو ، بم ، آب ، آج ، آز ، آل ، مش : الرّجل . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : الظَّلمات . ( 7 ) . نسخهء اساس با خط اصلى در حاشيهء اين كلمه افزوده : اى خالية . ( 8 ) . كذا در اساس و قم و بم و آج و لب ، آب ، آز ، مش : النّار ، آل : الباب ، چاپ شعرانى ( 7 / 37 ) : البان . ( 9 ) . كذا در اساس و آو ، بم ، آب ، آج ، آز ، آل ، مش ، قم ، لب : مكاسره . ( 10 ) . قم : متابعت كنيم پيغامبران را . ( 11 ) . از والى : از زوالى ، با ادغام دو حرف همجنس ، همهء نسخه بدلها : زوالى .