است و اگر تو در ملك زمين دعوى مىكنى دانى كه تو را در ملك آسمان هيچ بنرود ( 1 ) ، چه ( 2 ) اين آفتاب و ماه و ستارگان بر اين صفت به فرمان خداى روانند . او گفت : به آسمان روم و بنگرم تا اين خداى آسمان چيست ، آنگه [ 70 - پ ] چهار بچهء كركس بگرفت و ايشان را مىپرورد و گوشت مىداد تا بزرگ شدند و قوى گشتند ، و تابوتى بساخت و آن را دو در ساخت : يكى به بالا ( 3 ) ، يكى به زير . و در آن تابوت نشست و ديگرى را با خود در آن جا نشاند و آن تابوت در پاى آن كركسان بست و عصاىها گرفت ( 4 ) و پارهاى گوشت بر سر آن عصا بست و از بالاى آن تابوت بر بست ( 5 ) چنان كه آن كركسان به آن گوشت مىنگريدند و به طمع آن گوشت به جانب بالا ( 6 ) مىپريدند . چون در هوا دور برفتند ، نمرود صاحبش ( 7 ) را گفت : آن در كه بر بالاست بگشاى و بنگر تا به آسمان نزديك شديم يا نه ؟ او در بگشاد و بنگريد ، گفت :
آسمان هم آن جاست كه بود و هيچ اثر نكرده است اين رفتن ما . گفت : در زير بگشاى و بنگر تا از زمين چون افتادهايم . او در بگشاد و فرو نگريد ، گفت : زمين مانند دريايى سپيد ( 8 ) مىبينم و كوهها مانند دودى سياه . گفت : رها كن تا برويم .
درها فرو كردند و كركسان مىپريدند تا چندان بپريدند كه باد منع كرد ايشان را از پريدن . گفت : درها بگشا و بنگر . او در بالا بگشاد و بنگريد ، گفت : آسمان همچنان ( 9 ) مىنمايد كه از زمين مىنمود ، و در زير بگشاد و بنگريد ، گفت : زمين چون دودى سياه مىنمايد ، و آوازى شنيد كه گفت : ايّتها الطَّاغية ( 10 ) اين تريد ، اى طاغى كجا مىروى ؟
عكرمه گفت ( 11 ) : با او در تابوت غلامى بود با كمان و تير . چون به آن جا رسيد
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : نرود .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : جز .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 4 ) . كذا در اساس و قم ، مل : و عصايى ترتيب داد ، ديگر نسخه بدلها : عصايى فرا گرفت .
( 5 ) . آو ، بم ، آب ، آج ، آل ، آز ، لب ، مش : آن تابوت بر پشت تابوت فرو برد .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : بر با ، مل : قصد بالا مىكردند .
( 7 ) . آج ، آل ، لب : مصاحبش .
( 8 ) . آو ، بم ، آب ، آج ، آل ، آز ، لب ، مش : سبز .
( 9 ) . آج ، لب ، آل : همان .
( 10 ) . كذا ، در اساس و قم و مل ، ديگر نسخه بدلها : ايّها الطَّاغى .
( 11 ) . آو ، بم ، آب ، آج ، لب ، آل ، مش كه .