پسروى كنيم پيغامبران را ، نه شما سوگند خورده بودى ( 1 ) از پيش از اين كه نباشد شما را زوالى ؟
بنشستى ( 2 ) در خانههاى آنان كه ظلم كردند بر خود و پديد آمد شما را كه چگونه كرديم به ايشان ، بزديم براى شما مثلها .
و مكر كردند مكرشان ( 3 ) و بنزديك خداست مكر ايشان و نه مكر ايشان زايل شود ( 4 ) از او كوهها .
مپندار خداى را كه خلاف كند وعدهء خود را با پيغامبرانش ، خداى عزيز ( 5 ) است ، خداوند كينه كشيدن .
روزى كه بدل كنند زمين را به جز زمين و آسمانها ، و بيرون آيند براى خداى بى همتاى قهر كننده ( 6 ) .
و بينى گناهكاران را آن روز با هم بسته ( 7 ) در بندها .
پيراهن ايشان از قطران باشد و باز پوشد ( 8 ) رويهاى ايشان را آتش .
تا جزا كند ( 9 ) خداى هر نفسى آنچه كرده باشد كه خداى زود شمار است .
هامش
( 1 ) . قم : اى نبودى كه سوگند خوردى ، آو ، بم ، آز ، آج ، لب ، آل ، مش ، همى نبوديد كه سوگند خورديد .
( 2 ) . آو ، بم ، آب ، آج ، لب ، آل : بياراميديد .
( 3 ) . آو ، بم ، مش ، بسگاليدند سگاليدن ايشان .
( 4 ) . آو ، بم ، مش : سگالش ايشان بگردد .
( 5 ) . آو ، بم ، آج ، آل ، لب ، ش : بى همتا .
( 6 ) . آل : قهّار كننده .
( 7 ) . قم : گردن بسته ، آو ، بم ، آب ، آج ، لب ، آل : هم بستگان ، مش : همگنان .
( 8 ) . آو ، بم ، آج ، لب : بر شد ، مش : بپوشد .
( 9 ) . آو ، بم : پاداشت دهد ، آج ، آل ، مش : پاداش كند .