و اصنام جمع صنم باشد و آن تمثالى بود مصور به صورتى ، قال رؤبة :
و هنانة » كالزّور يجلى ( 2 ) صنمه
تضحك عن اشنب عذب ملثمه
و معنى آيت آن است كه الطافى كه عند آن ايشان اجتناب كنند از عبادت اصنام با ايشان پياپى دار ( 3 ) .
آنگه گفت : * ( رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ ) * ، بار خدايا اين بتان گمراه بكردند بسيارى مردمان را ، يعنى به عبادت ايشان بسيار مردمان گمراه شدند چون عند وجود ايشان بود با ايشان حوالت كرد . آنگه گفت : فمن تبعني فانّه منّى ، بار خدايا هر كه تابع و پسرو ( 4 ) من باشد او از من است و از خودش جدا نمىكنم و فرق ( 5 ) نمىكنم او را بر خود . از اين جاى گفت رسول - عليه السّلام - سلمان را كه :
سلمان منّا اهل البيت .
* ( وَمَنْ عَصانِي ) * ، و هر كه در من عاصى شود تو خداونديى ( 6 ) آمرزنده بخشاينده ( 7 ) .
تأويل اين بر دو وجه باشد : امّا آن كه « عصيان » او به كفر و عبادت اصنام باشد ، آنگه اين مشروط بود به توبه ، يعنى تو بيامرزى و رحمت كنى چون توبه كند كه تو آمرزنده و بخشايندهاى . و وجه ديگر آن كه « عصيان » را حمل كنند به دون ( 8 ) كفر ، و گويند مراد آن است كه : هر كه به من ايمان آرد ( 9 ) و آنگه نافرمانى كند مرا به آنچه دون كفر باشد تو خداى او را بيامرزى . و وجه سهام ( 10 ) در آيت آن است كه : روا بود كه در شرع ابراهيم قطع نبود بر عقاب كفّار لا محال ، چه اين به عقل ندانند به سمع دانند ، و روا بود كه در شرع او قطع نبود بر اين . و قوله : * ( فَإِنَّكَ غَفُورٌ ) * ( 11 ) * ( رَحِيمٌ ) * ، جملهاى است اسمى و محلّ او جزم ( 12 ) است على جزاء الشّرط ، و التّقدير : و من عصانى . تغفر لهم ( 13 ) و ترحمهم ( 14 ) .
هامش
( 1 ) . قم ، آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، آل ، مش : هياته ، لب : هبانة .
( 2 ) . كذا ، در همهء نسخه بدلها .
( 3 ) . مل : دارند .
( 4 ) . آج ، لب ، آل : پيرو .
( 5 ) . آو ، بم ، آب ، آج ، آز ، آل ، مش : فرقت .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : خداوند .
( 7 ) . قم ، آج ، لب : بخشايندهء / بخشايندهاى .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : بر دون .
( 9 ) . قم ، مل : دارد .
( 10 ) . قم ، آل : سوم ، آط ، بم ، مش : سيم ، آج ، لب ، آز ، آب : سيوم .
( 11 ) . اساس : رؤف ، با توجه به ضبط كلمه در قسمت آيات و اتفاق نسخه بدلها تصحيح شد .
( 12 ) . مل : جر .
( 13 ) . قم : تغفر له ، آج ، آل : ليغفر لهم .
( 14 ) . قم : ترحمه .