پيش ايشان است و بر ره ايشان است ، و ايشان را گذر بر آن جا ( 1 ) ست ، و اين چنان است كه گويند : الموت وراك ( 2 ) ، مرگ در پيش تو است . و بر امام تفسير دادند اين آيت را كه : وَكانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ ( 3 ) ، اى امامهم ، جز كه اين دو شاهد محتمل است هر دو را ، و قال الشّاعر :
أ توعدني وراء بني رياح
كذّبت ليقصرنّ يداك دوني
اى ، امام بنى رياح ، و قال آخر :
أ ترجو بنو مروان سمعي و طاعتي
و قومي تميم و الفلاة ورائيا
اى ، أمامى .
و از جملهء آنچه خلف لا يقتر است ، قولهم : الموت وراك ، و قول ( 4 ) اللَّه تعالى :
و كان وَراءَهُمْ مَلِكٌ ( 5 ) . . . ، اى خلفهم ، و قول الشّاعر :
عسى الهمّ الَّذي امسيت فيه
يكون وراءه فرج قريب
يعنى فرجى به دنبال آن غم باشد . و گويند مرگ به دنبال تو است ، و من ذلك قول الشّاعر :
و انّ نجاري يابن عمّ مخالف
نجار اللَّئام فابغني من ورائيا
يعنى من خلفى .
و ابو عبيد ( 6 ) گفت : هى من الأضداد . و بعضى محقّقان بر وجهى تفسير دادند كه جامع بود هر دو را ، گفتند : « وراء » آن را گويند كه از ( 7 ) پس مرد باشد بر وجهى كه لا محال به او رسد و از او در گذرد و پيش او بشود ، چنان كه گويند : البرد وراك ( 8 ) ، سرما از پس تو است ، سرما در آيد و به مرد رسد و پيش بشود . و زجّاج گفت : « وراء » آن باشد كه از تو متوارى و پوشيده باشد ، و از اضداد نيست ، قال الشّاعر :
حلفت و لم اترك لنفسك ريبة
و ليس وراء اللَّه للمرء مذهب
اى ، بعد اللَّه ، و اين را بر توسّع بر خلف حمل كنند . * ( وَيُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ ) * ، و
هامش
( 1 ) . قم : برنجا / بر آن جا ، ديگر نسخه بدلها ، بر اين جا .
( 2 ) . آب ، آز : ورائك .
( 5 - 3 ) . سورهء كهف ( 18 ) آيهء 79 .
( 4 ) . قم : قال .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : ابو عبيده .
( 7 ) . قم : او .
( 8 ) . آب ، آز : وراءك .