ايشان را آب دهند از آبى كه زردآبه باشد از خون و ريم كه از زير كافران بيايد . قتاده گفت : آنچه از قروح و ريشهاى ايشان پالوده شود . محمّد بن كعب و ربيع انس گفتند كه : غسالهء اهل دوزخ باشد ، و آن خون و ريمى باشد كه از فروج زانيان بيايد ( 1 ) .
در خبر مىآيد كه : وليد عبد الملك روزى در بعضى حجرههاى زنان رفت مست ، جامعى قرآن نهاده بود ، بر گرفت و باز كرد بر سبيل تفأَّل تا چه بر آيد ، بر آمد :
* ( وَاسْتَفْتَحُوا وَخابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ ) * ، از آن به خشم آمد و جامع بنهاد و كمان بخواست و تير و چندان تير بر آن جا زد تا ( 2 ) پاره پاره كرد ، و اين بيتها مىخواند :
أ توعد عد كلّ جبّار عنيد
فها انا ذاك جبّار عنيد
اذا ما جئت ربّك يوم حشر
فقل يا ربّ مزّقنى الوليد
و بعضى اهل سير گفتند كه اين وليد يزيد عبد الملك مروان بود . و از جملهء زنادقه بود ، و از جملهء اشعار او در زندقه اين بيتهاست :
أ توعدني الحساب و لست ادري
أ حقّا ( 3 ) ما تقول من الحساب
فقل للَّه يمنعني طعامي
و قل للَّه يمنعني شرابى
قوله : * ( يَتَجَرَّعُه ) * ، فرو برد آن را ، يعنى اين كافران جرعه و شربه را ، من الجرع ، و هو شرب الماء جرعة جرعة . * ( وَلا يَكادُ يُسِيغُه ) * ، و نزديك نباشد كه فرو برد آن را .
بعضى گفتند : يكاد ، زيادت است ، يعنى و لا يسيغه ، و اين قول نيك نيست براى آن كه يكاد را فايدهاى جليل هست ، و آن آن است كه : نه گوارنده بود و نه نزديك آن بود كه ( 4 ) بگوارد ، و مانند اين در كلام عرب و قرآن بسيار است ، قال اللَّه تعالى : وَلا يَكادُ يُبِينُ ( 5 ) ، اى ، لا يتأتّى ( 6 ) منه البيان ، و قال : لَمْ يَكَدْ يَراها . . . ( 7 ) ، اى ، لم يرها ( 8 ) و لم يقرب ان يريها .
و ابو امامه روايت كرد از رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - كه گفت : آن
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : بيرون آيد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : كه .
( 3 ) . آل : احقّ ، ديگر نسخه بدلها كلَّا با ضبط متن موافقت دارد .
( 4 ) . آو ، آج ، لب ، مش : نه نزديك آن كه ، آب ، آز : و نه نزديك آن .
( 5 ) . سورهء زخرف ( 43 ) آيهء 52 .
( 6 ) . بم : لا يأتى .
( 7 ) . سورهء نور ( 24 ) آيهء 40 .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : يراها .