نبينى آنان را كه بدل كردند ( 1 ) نعمت خداى را به كفران ، فرود آورند قوم خود را به سراى هلاك .
( 2 )
دوزخ ملازم شوند آن را ، و بد جاى ( 3 ) است آن .
كردند خداى را همسران ( 4 ) تا گمراه شوند از راه او ، بگو كه برخوردار شوى كه بازگشت شما با دوزخ است .
بگو بندگان مرا آنان كه ايمان آوردند تا نماز به پاى دارند و نفقه كنند از آنچه روزى كنيم ما ايشان را پنهان و آشكارا از پيش آن كه آيد روزى كه فروخت نبود در او و نه دوستى .
خداى آن است ( 5 ) كه بيافريد آسمانها و زمين را و بفرستاد از آسمان آبى ، بيرون آورد به او از ميوهها روزى براى شما و فرمانبردار كرد براى شما كشتى تا به روى ( 6 ) در دريا به فرمان او ، مسخّر بكرد شما را جويها .
و مسخّر بكرد ( 7 ) شما را آفتاب و ماه دو ايستاده ، و مسخّر بكرد ( 8 ) شما را شب و روز .
بداد شما را از هر چه خواستى ازو و اگر بشمارى نعمت خداى ، بنشمارى آن را كه آدمى بيداد كار ( 9 ) كافر نعمت است .
هامش
( 1 ) . اساس : بدل كرديم ، با توجه به اصل عربى و ضبط نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . آو ، بم ، آج ، لب در .
( 3 ) . قم قرار .
( 4 ) . قم ، آو ، بم ، آج ، لب : همتايان .
( 5 ) . آو ، بم : خداى راست ، آج ، لب : خداست آن .
( 6 ) . قم ، آو ، بم ، آج ، لب : برود .
( 8 - 7 ) . قم : رام كرد .
( 9 ) . قم ، آج ، لب : بيدادگر .