را از آبى ز [ ر ] دابه » .
فرو برد آن را و نزديك نبود كه آسان فرو شود آيد به او مرگ از هر جايى و او نباشد مرده و از پس او عذابى بود درشت .
مثل آنان كه كافر شدند به خدايشان كارهايشان چون خاكستر ( 2 ) بود كه سخت شود به او باد در روز باد سخت ( 3 ) ، توانايى ندارند از آنچه كرده باشند بر چيزى آن است گمراهيى دور .
نبينى كه خداى بيافريد آسمانها و زمين را به حق و درستى ؟ اگر خواهد ببرد شما را و بيارد خلقى دگر را ( 4 ) .
و نيست آن بر خداى دشخوار ( 5 ) .
برون آيند براى خداى جمله ، گويند ضعيفان آنان را كه تكبّر كردند ( 6 ) : ما بوديم شما را پسرو ، هستى شما بگزيراننده ( 7 ) از ما از عذاب خداى ؟ چيزى گويند اگر راه نمودى ما را خداى ، راه نمودمانى شما را راست است بر ما اگر زارى كنيم يا شكيبايى كنيم ، نيست ما را جاى گريزى .
هامش
( 1 ) . قم ، آو ، بم ، آج ، لب : زرداب .
( 2 ) . قم ، آو ، بم ، آج ، لب : خاكسترى .
( 3 ) . قم : روزى كه باد سخت جهد .
( 4 ) . قم : خلقى نو ، آو ، بم : خلقى دگر نو .
( 5 ) . آج ، لب : دشوار .
( 6 ) . قم : گردن كشى كردند .
( 7 ) . قم : كفايت كنندگان ، آو ، بم ، آج ، لب : بگريزنده .